تبلیغات
شیعه حق - اجتهاد در نزد شیعه و سنی
 
شیعه حق
یا صاحب الزمان(عج)
اهل سنت، از آن‌جایی كه اهل بیت علیهم السلام را رها و شبه عصمتی برای همه صحابه قائل شده‌اند، تمام گفتار و رفتار صحابه را حجت می‌دانند؛ به طوری كه حتی كارهای خلاف شرع صریح آن‌ها را توجیه می‌كنند؛ مثلاً وقتی خالد بن ولید با مالك بن نویره درگیر می‌شود، بعد از این كه چشم ناپاكش به همسر مالك افتاد، دید كه خیلی زیبا است، به اتهام ارتداد او را می‌كشد و همان شب با همسر او زنا می‌كند. وقتی به مدینه برمی‌گردد، آقا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌گوید كه باید خالد حد بخورد، خود خلیفه دوم می‌گوید باید حد بخورد؛ اما ابوبكر كه به بازوی توانمند خالد نیاز داشت از اجرای حد زنا در باره او امتناع كرد و در جواب عمر[1] كه خواستار اجرای حد در باره او شده بود، گفت:

ان خالد تأول فأخطا فارفع لسانك عن خالد ، فإنی لا أشیم سیفا سله الله على الكافرین.[2]

گناهی به این بزرگی را كه خداوند می‌فرماید:

وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا . النساء (4) 93.

ابوبكر  به بهانه اجتهاد خالد را می بخشد. همه می‌گویند كه مالك بن نویره از صحابه بود و نمی‌شود برچسپ ارتداد به او زد؛ چون همه آن‌هاپشت سر خالد نماز خواندند، فقط می‌گفت كه ما زكات نمی‌دهیم و برای خودمان هم دلیل داریم، شما اگر دلیلی دارید ارائه كنید تا ما زكات بدهیم. حتی وقتی خالد می‌گوید كه مالك تو مرتد شده‌ای، در جواب می‌گوید كه ما الآن نماز خواندیم، ما اذان می‌گوییم، ما حج می‌رویم، و... ارتداد به ما نمی‌چسپد؛ ولی خالد با این وضع فجیع و در پیش روی زن و بچه‌اش او را می‌كشد و سر بریده مالك را زیر دیگ می‌گذارد و غذا درست می‌كند. فجیع‌تر، پست و رذل‌تر از این نمی‌شود. آن ‌وقت خلیفه اول می‌گوید خالد اجتهاد كرده است.

نخستین كسی كه در تاریخ قضیه اجتهاد صحابه را پیش كشید، ابوبكر بود و این اول بار در تاریخ اسلام بود كه جنایت فاحش صحابه را با لباس تأول و اجتهاد قداست بخشیدند. بعد از او باب اجتهاد باز شد و این قضیه تا آن‌جا ادامه یافت كه یكی از اركان عقاید اهل سنت شد، تا جایی كه ابن جزم اندلسی در باره قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام می‌گوید:

ان ابن ملجم اجتهد فأخطا فله اجر واحد.

البته خالد بن ولید[3] قبل از این هم سابقه داشته است. یك بار پیامبر او را به جنگی فرستاد و او بدون اجازه پیامبر جنایات زیادی انجام داد و عده‌ای زیادی را كشت كه وقتی پیامبر از ماجر با خبر شد، دو بار فرمود:

اللهم إنی أبرأ إلیك مما صنع خالد مرتین.[4]

بعد از آن هیچ‌گاه پیامبر اسلام، خالد بن ولید را فرمانده سپاهی نكرد.

و نیز در قضیه ترور امیرالمؤمنین توسط خالد بن ولید كه ابوبكر با نقشه و دسیسه قصد اجرای آن را  داشت؛ ولی ابوبكر در حین نماز از كار خود پشیمان شد، تنها كسی كه كاندید می‌شود، خالد بن ولید است.[5]

طلحه و زیبر در جنگ جمل باعث شدند كه بیش از سی‌هزار نفر كشته شود؛ ولی اهل سنت می‌گویند «اجتهد فأخطا»

اجتهاد در نزد شیعه، یعنی استنباط حكم از كتاب و سنت؛ ولی در نزد اهل سنت اجتهاد؛ یعنی رأی صحابه و در برابر كتاب و سنت.

در این باره كتاب الاجتهاد و النص مرحوم شرف الدین خواندنی است كه در این كتاب حدود صدتا از اجتهاد خلفا را آورده است و به صورت اجمالی بحث كرده است. این كتاب با روحیه نرم و سازشكارانه مرحوم شرف الدین و روش او در دیگر كتاب او سازگاری ندارد. در این كتاب مرحوم شرف الدین بر عكس دیگر كتاب‌های خود از اول با توپ و تشر وارد می‌شود و عبارت‌های او خیلی تند است.

 یكی از مسائل اختلافی بین شیعه و سنی همین مسأله است. آن‌ها معصوم را در پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله منحصر كرده‌اند و به ناچار بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله گفتار صحابه را حجت می‌دانند. فقهای شیعه سنت را تعمیم داده‌اند به قول پیغمبر و قول اهل بیت . قول اهل بیت هم به قدری گسترده است كه هیچ حكمی از احكام خداوند پیدا نمی‌شود مگر این‌كه یا به صراحت در كلام معصومین و یا به اطلاق و عموم آمده است. ما می‌توانیم با مراجعه به اطلاقات و عمومات تمام مسائل مستحدثه را از كلام معصومین كشف كنیم.


مبارزه با سنت رسول خدا (ص):

ابوبكر بعد از رسیدن به خلافت، به عللی كتابت سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله را ممنوع كرد[6]؛ به طوری كه نوشتن سنت رسول خدا همانند افیون و تریاك در جامعه نمود پیدا كرده بود. كسانی را كه سنت آن حضرت را نقل می‌كردند، یا شلاق می‌زدند و یا زندانی می‌كردند؛ مثل عبدالله بن مسعود، ابوذر و... و این سنت نوشته نشد تا زمان عمر بن عبدالعزیز كه برای اولین بار او دستور تدوین سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله را صادر كرد؛ اما از آن‌جا كه نوشتن و نقل سنت رسول خدا تا آن زمان گناه نابخشودنی و كاری بسیار زشت محسوب می‌شد و حرمت نوشتن سنت در اذهان مردم تثبیت شده بود، كسی از این كار استقبال نكرد و به این بخشنامه عمر بن عبدالعزیز عمل نشد. تا این‌كه در حدود بیش از 100 سال از رحلت پیامبر اول كسی كه اقدام به نوشتن سنت كرد، شهاب الدین زُهری متوفای 124هجری بود.

 صد سال از رحلت رسول خدا می‌گذشت، اهل سنت احساس كردند كه نوشته نشدن سنت خسارت جبران ناپذیری بر پیكر اسلام است. وقتی شروع كردند به نوشتن كه صحابه همگی مرده بودند و از تابعین هم افراد بسیار كمی در جامعه وجود داشت و دوران اتباع تابعین بود. به همین خاطر روایت‌های جعلی زیادی در جامعه رواج یافت؛ به طوری كه بخاری متوفای 256هجری می‌گوید من 300 هزار روایت را گزینش كرده‌ام و از آن 2700 حدیث را انتخاب كرده‌ام. و مسلم می‌گوید این كتاب را كه حدود4500 روایت دارد، از میان شش صد هزار روایت انتخاب كرده‌ام. و این در واقع عمق فاجعه را نشان می‌دهد كه مسلم 595000 حدیث را دور ریخته است و صحیح مسلم را نوشته است. با این همه ، این كتاب مملو از اسرائیلیات است.

همچنین احمد حنبل می‌گوید كه من احادیث مسند خود را از بین یك میلیون حدیث انتخاب كرده‌ام. در واقع اهل سنت بسیار دیر از خواب بیدار شدند و این دیر از خواب بیدار شدن باعث شد كه اسرائیلیات زیادی در عقاید آن‌ها نفوذ كند؛ به طوری كه اخیراً بعضی از علمای اهل سنت جرأت كرده‌اند و قلم به دست گرفته‌اند كه در احادیث بخاری و مسلم خدشه كنند؛ مثل محمد عبدُه و رشید رضا و...

در حالی كه مرحوم صاحب وسائل در خاتمة وسائل می‌گوید كه در زمان ائمه علیهم السلام بیش از6600 كتاب توسط صحابة ائمه نوشته شده بود. یعنی قبل از این‌كه اهل سنت از خواب بیدار شوند. این یكی از اساسی‌ترین اختلافات شیعه و سنی است.



پی نوشت
[1] . فلما بلغ قتلهم عمر بن الخطاب تكلم فیه عند أبی بكر فأكثر وقال عدو الله عدا على امرئ مسلم فقتله ثم نزا على امرأته وأقبل خالد بن الولید قافلا حتى دخل المسجد وعلیه قباء له علیه صدأ الحدید معتجرا بعمامة له قد غرز فی عمامته أسهما فلما أن دخل المسجد قام إلیه عمر فانتزع الأسهم من رأسه فحطمها ثم قال أرئاء قتلت امرءا مسلما ثم نزوت على امرأته والله لارجمنك بأحجارك ولا یكلمه خالد بن الولید ولا یظن الا أن رأى أبى بكر على مثل رأى عمر فیه حتى دخل على أبى بكر فلما أن دخل علیه أخبره الخبر واعتذر إلیه فعذره أبو بكر وتجاوز عنه ما كان فی حربه تلك .

تاریخ الطبری، الطبری، ج 2، ص 504 .

[2]. وحدثنا علی بن محمد عن أبی ذئب عن [ 42 ظ ] الزهری عن سالم عن أبیه قال : قدم أبو قتادة على أبی بكر فأخبره بمقتل مالك وأصحابه، فجزع من ذلك جزعا شدیدا . فكتب أبو بكر إلى خالد فقدم علیه، فقال أبو بكر : هل یزید خالد على أن یكون تأول فأخطأ ؟ . ورد أبو بكر خالدا، وودى مالك بن نویرة ورد السبی والمال . بكر عن ابن إسحاق قال : دخل خالد على أبی بكر فأخبره الخبر فاعتذر إلیه فعذره .

تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفة بن خیاط العصفری، ص 68 و تاریخ مدینه دمشق، ابن عساكر، ج16، ص256  .

و طبری هم در تاریخ خود می‌نویسد :

وتزوج خالد أم تمیم ابنة المنهال وتركها لینقضى طهرها وكانت العرب تكره النساء فی الحرب وتعایره وقال عمر لابی بكر إن فی سیف خالد رهقا فإن لم یكن هذا حقا حق علیه أن تقیده وأكثر علیه فی ذلك وكان أبو بكر لا یقید من عماله ولا وزعته فقال هیه یا عمر تأول فأخطأ فارفع لسانك عن خالد وودى مالكا وكتب إلى خالد أن یقدم علیه ففعل فأخبره خبره فعذره وقبل منه وعنفه فی التزویج الذی كانت تعیب علیه العرب من ذلك.

تاریخ الطبری، الطبری، ج 2، ص 502، 503.

[3] . خالد بن ولید روحیه وحشی‌گری و خشونت را در ذات خود داشت ؛ به طوری كه در زمان خلافت عمر، در جنگ‌های كه بر علیه غیر مسلمانان شركت داشت، جنایت‌های بسیاری را مرتكب شد كه با روح اسلام در تضاد است. اسلام دین صلح و دوستی است و هیچ‌گاه دیگر اقوام را مجبور به قبول اسلام نكرده است ؛ اما بعد از رحلت پیامبر مكرم اسلام صلی الله علیه وآله ؛ به ویژه در زمان عمر جنگ‌ها با هدف كشورگشایی و قبولاندن زوركی اسلام به دیگران انجام می‌شد ؛ تا آن‌جا كه اگر كسی اسلام را قبول نمی‌كر د، از دم تیغ عمری‌ها می‌گذشت . و خالد بن ولید فرمانده سپاه عمر از كسانی كه در رأس این جنایات قرار دارد . به طور مثال در جنگ فتح الانبار، خالد بن ولید دستور داد كه چشم بیش از هزار نفر از مردم را در آوردند كه این جنگ به واقعه ذات العیون مشهور شد . ابن اثیر در الكامل می‌نویسد :

ذكر فتح الانبار ثم سار خالد على تعبیته إلى الانبار، وأنما سمی الانبار لان أهراء الطعام كانت بها أنابیر، وعلى مقدمته الاقرع بن حابس . فلما بلغها أطاف بها، وأنشب القتال، وكان قلیل الصبر عنه وتقدم إلى رماله أن یقصدوا عیونهم فرموا رشقا واحدا، ثم تابعوا فأصابوا ألف عین، فسمیت تلك الوقعة ذات العیون.

الكامل فی التاریخ، ابن الأثیر، ج 2، ص 394.

و ابن كثیر در البدایه و النهایه می‌نویسد:

فتح خالد الانبار، وتسمى هذه الغزوات ذات العیون ركب خالد فی جیوشه فسار حتى انتهى إلى الانبار وعلیها رجل من أعقل الفرس وأسودهم فی أنفسهم، یقال له شیرزاذ، فأحاط بها خالد وعلیها خندق وحوله أعراب من قومهم على دینهم، واجتمع معهم أهل أرضهم، فمانعوا خالدا أن یصل إلى الخندق فضرب معهم رأسا، ولما تواجه الفریقان أمر خالد أصحابه فرشقوهم بالنبال حتى فقأوا منهم ألف عین، فتصایح الناس، ذهبت عیون أهل الأنبار، وسمیت هذه الغزوة ذات العیون.

البدایة والنهایة، ابن كثیر، ج 6، ص 384.

[4] . باب بعث النبی صلى الله علیه وسلم خالد بن الولید إلى بنى جذیمة حدثنا محمود حدثنا عبد الرزاق أخبرنا معمر ح وحدثنی نعیم أخبرنا عبد الله أخبرنا معمر عن الزهری عن سالم عن أبیه قال بعث النبی صلى الله علیه وسلم خالد بن الولید إلى بنى جذیمة فدعاهم إلى الاسلام فلم یحسنوا ان یقولوا أسلمنا فجعلوا یقولون صبأنا صبأنا فجعل خالد یقتل منهم ویأسر ودفع إلى كل رجل منا أسیره حتى إذا كان یوم امر خالد ان یقتل كل رجل منا أسیره فقلت والله لا اقتل أسیری ولا یقتل رجل من أصحابی أسیره حتى قدمنا على النبی صلى الله علیه وسلم فذكرناه له فرفع النبی صلى الله علیه وسلم یده فقال اللهم إنی أبرأ إلیك مما صنع خالد مرتین باب سریة عبد الله بن حذافة السهمی وعلقمة بن مجزز المدلجی ویقال انها سریة الانصار (صحیح البخاری، البخاری، ج 5، ص 107) .

[5] . سمعانی، یكی از بزرگترین علمای اهل سنت در كتاب الانساب خودش می‌نویسد :

وروى عنه حدیث أبی بكر رضی الله عنا أنه قال: لا یفعل خالد ما أمر به، سألت الشریف عمر بن إبراهیم الحسینی بالكوفة عن معنى هذا الاثر فقال: كان أمر خالد بن الولید أن یقتل علیا ثم ندم بعد ذلك فنهى عن ذلك.

الأنساب، السمعانی، ج 3، ص 95، وفات : 562، تقدیم وتعلیق : عبد الله عمر البارودی، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1408، 1988 م، ناشر : دار الجنان للطباعة والنشر والتوزیع، بیروت، لبنان.


[6]  . شمس الدین ذهبی به نقل از عائشه می‌نویسد :

جَمَعَ أَبِی الْحَدِیثَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وََكَانَتْ خَمْسَمَائَةِ حَدِیثٍ، فَبَاتَ لَیْلَةً یَتَقَلَّبُ كَثِیرَاً، قَالَتْ : فَغَمَّنِی، فَقُلْتُ : تَتَقَلَّبُ لِشَكْوَى أَوْ لِشَیْءٍ بَلَغَكَ ؟ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَالَ : أَیْ بُنَیَّةُ هَلُمی الأَحَادِیثَ الَّتِی عِنْدَكِ فَجِئْتُهُ بها فَدَعَا بِنَارٍ فَأَحْرَقَهَا .

تذكرة الحفاظ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی ( متوفای748هـ) ج 1، ص 5، ناشر : دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة : الأولى .

پدرم از رسول خدا (ص) روایاتی جمع کرده بود که به پانصد روایت می رسید ؛ شبی بسیار بی تاب بود ؛ و من به این سبب ناراحت شدم ؛ به وی گفتم : به خاطر مریضی بی تابی می کنی ؟ یا خبری به تو رسیده است ؟

وقتی که صبح شد گفت : ای دخترکم ؛ آن روایاتی را که نزد تو است بیاور ؛ وسپس آتشی خواسته آن ها را سوزانید !!!

سوزاندن آثار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در زمان خلیفه دوم نیز ادامه یافت و حتی وی بیش از همپیمان سابقش در این راه تلاش كرد . شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء و تاریخ الإسلام می‌نویسد :

قال زید بن یحیى حدثنا عبد الله بن العلاء قال سألت القاسم أن یملی علی أحادیث فمنعنی وقال إن الأحادیث كثرت على عهد عمر فناشد الناس أن یأتوه بها فلما أتوه بها أمر بتحریقها .

سیر أعلام النبلاء، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی (متوفای 748 هـ) ج 5، ص 59، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة : التاسعة، تحقیق : شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، ج 7، ص 220، ناشر : دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة : الأولى، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى .

از عبد الله بن علاء روایت شده است که گفت : از قاسم خواستم که به من روایات را املا کند اما وی من را باز داشت و گفت : روایات در زمان عمر بسیار زیاد شده بود ؛ به همین سبب عمر از مردم خواست که آن ها را بیاورند و وقتی که آوردند دستور داد تا همه را بسوزانند !!!

و خطیب بغدادی می‌نویسد :

أن عمر بن الخطاب أراد أن یكتب السنة ثم بدا له أن لا یكتبها ثم كتب فی الأمصار من كان عنده منها شیء فلیمحه .

تقیید العلم، الخطیب البغدادی (متوفای463 هـ) ج 1، ص 53، ناشر : دار إحیاء السنة النبویة .

عمر بن خطاب خواست تا سنت رسول خدا (ص) را بنویسد ؛ اما سپس تصمیم وی تغییر یافته و نظرش بر آن شد که آن ها را ننویسد و سپس به مناطق مختلف دستور نوشت که هرکس در نزد وی چیزی از روایات است باید آنها را از بین ببرد !!!

اما با همه این تلاش‌ها باز هم می‌بینیم كه كتاب‌های مخالف و موافق مملو است تصریحات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مبنی بر مرجعیت سیاسی، علمی و .. اهل بیت علیهم السلام .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی