تبلیغات
شیعه حق - توهین به رسول الله
 
شیعه حق
یا صاحب الزمان(عج)
شنبه 21 اردیبهشت 1392
آقایان اهل سنت و وهابیان ادعا دارند که شما به خلفا و صحابه توهین میکنید.

اگر حرفها و مقالاتی را که ما میاوریم توهین و دشنام باشد به ما وارد نیست چون منابع را از کتب اهل سنت میگیریم
.
اما خودشان در کتابهای صحیحشان مطالب خیلی زشتی را به پیامبر (ص) بسته اند و حتی آن  را قبول دارند.

نمونه‌هایی از غلوّ نسبت به عمر بن خطاب

در رابطه با جناب خلیفه دوم، استوانه‌های علمی أهل سنت مانند جناب ذهبی و فخر رازی و مناوی و دیگران در كتاب‌های متعددی نقل كرده‌اند كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

لو لم أبعث لبعثت یا عمر نبیا.

اگر من به پیامبری مبعوث نمی‌شدم، ای عمر! قطعاً تو مبعوث می‌شدی.

به عبارت‌های دیگر هم بیان شده است:

لو كان بعدی نبی، لكان عمر بن الخطاب.

لو لم أبعث فیكم، لبعث عمر.


تفسیر الرازی، ج 16، ص 152 ـ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر للمناوی، ج 5، ص 414 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهیثمی، ج 9، ص 68 ـ المعیار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافی، ص 222 ـ الكامل لعبد الله بن عدی، ج 3، ص 155 ـ میزان الإعتدال للذهبی، ج 2، ص 50 ـ سنن الترمذی، ج 5، ص 281 ـ تحفة الأحوذی للمباركفوری، ج 10، ص 119 ـ المعجم الكبیر للطبرانی، ج 17، ص 180 و 298 ـ المستدرك علی الصحیحین للحاكم النیشابوری، ج 3، ص 85 ـ الإستیعاب فی معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج 3، ص 1147 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج 44، ص 114 ـ أسد الغابة فی معرفة الصحابة لإبن الأثیر الجزری، ج 4، ص 64 ـ تهذیب الكمال فی أسماء الرجال للمزی، ج 21، ص 324 ـ تذكرة الحفاظ للذهبی، ج 1، ص 5 ـ تهذیب التهذیب لإبن حجر العسقلانی، ج 7، ص 387 ـ لسان المیزان لإبن حجر العسقلانی، ج 2، ص 402 ـ تاریخ الإسلام للذهبی، ج 3، ص 261 ـ الوافی بالوفیات للصفدی، ج 22، ص 284 ـ السیرة الحلبیة للحلبی، ج 2، ص 25 ـ تمهید الأوائل و تلخیص الدلائل للباقلانی، ص 466 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید المعتزلی، ج 12، ص 178

آقایان از یك طرف نقل می‌كنند كه جناب عمر تا سال دهم بعثت بت‌پرست بود و ایمان نیاورده بود و فرزندش عبد الله بن عمر چند سال زودتر از ایشان ایمان آورد و حتی در هجرت به حبشه، مهاجرین گفتند یكی از علت هجرت ما، اذیت‌هایی بود كه خلیفه دوم به ما كرد و از طرفی هم می‌گویند كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

اگر من به پیامبری مبعوث نمی‌شدم، ای عمر! قطعاً تو مبعوث می‌شدی.

 
إبن أبی الحدید معتزلی (كه بعضی‌ها می‌گویند، شیعی است. ما نمی‌دانیم كه شیعه، در چه زمانی معتزلی شده است؟! مانند این است كه بگوییم مسیحی مسلمان. از طرفی می‌گویند معتزلی است و از طرفی می‌گویند شیعه است. شیعه كاملاً با معتزله در تضاد است) نقل می‌كند:

ما أبطأ عنی جبریل إلا ظننت إنه بعث إلی عمر.

هر وقت جبرئیل در نزول وحی تأخیر می‌كرد، من گمان می‌كردم كه وحی را بر عمر نازل كرده است.

شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید المعتزلی، ج 12، ص 178

این مطالبی است كه این آقایان آورده‌اند و غیر قابل انكار است. این آقایان كارشناسان این حرف‌ها را ببینند، بعد بیایند در ماهواره‌ها سر و صدا به پا كنند و علیه شیعه و ائمه (علیهم السلام) حرف بزنند.


 موافقات عمر بن خطاب

یكی از مواردی كه امروز بزرگان أهل سنت و خطباء آنها در خطبه‌های نماز جمعه و سخنرانی‌ها با آب و تاب نقل می‌كنند، قضیه موافقات جناب خلیفه دوم است. که حدود 50 ، 60 مورد در كتب أهل سنت پیدا شده است كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یك نظری داد و جناب عمر هم نظر دیگری داد و جبرئیل آمد موافق نظر عمر و مخالف نظر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آیه نازل كرد. اینها چیست؟ این مسئله اختصاص به وهابی‌ها هم ندارد و همه فِرَق أهل سنت (شافعی‌ها، مالكی‌ها، حنفی‌ها، حنبلی‌ها، إبازی‌ها و غیره) بر این عقیده هستند و كتاب‌های زیادی در این زمینه نوشته‌اند.

چند سال پیش هم در ایام حج به صورت گسترده در میان زائرین بیت الله الحرام توزیع كردند به نام موافقات عمر بن الخطاب، تألیف جناب سیوطی. البته ایشان حدود 21 یا 22 مورد را در آنجا آورده است. آیا اینها غلوّ نیست؟ آیا اینها نادرست نیست؟ ما از عزیزان أهل سنت، از علماء، از اندیشمندان، از منصفین أهل سنت تقاضا دارم كمر همت ببندند و آستین خود را بالا بزنند و این مطالب دروغ و بی‌اساس را كه چهره اسلام را مشوّه می‌كنند و نسبت به نبی مكرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) جسارت می‌كنند را از بین ببرند.

ما نمونه‌ای از موافقات را عرض می‌كنم و شما قضاوت كنید:

نمونه‌ای از موافقات عمر بن خطاب

در صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 100، حدیث 1366 خود آقای عمر بن خطاب می‌گوید:

عن عمر بن الخطاب رضی الله عنهم أنه قال: لما مات عبد الله بن أبی إبن سلول، دعی له رسول الله صلی الله علیه و سلم لیصلی علیه، فلما قام رسول الله صلی الله علیه و سلم وثبت إلیه، فقلت: یا رسول الله! أتصلی علی إبن أبی و قد قال یوم كذا و كذا، كذا و كذا، أعدد علیه قوله، فتبسم رسول الله صلی الله علیه و سلم و قال: أخر عنی یا عمر! فلما أكثرت علیه، قال: إنی خیرت فاخترت، لو أعلم أنی إن زدت علی السبعین فغفر له لزدت علیها، قال: فصلی علیه رسول الله صلی الله علیه و سلم، ثم انصرف، فلم یمكث إلا یسیرا، حتی نزلت الآیتان من براءة: «و لا تصل علی أحد منهم مات أبدا» إلی «و هم فاسقون»، قال: فعجبت بعد من جرأتی علی رسول الله صلی الله علیه و سلم یومئذ.

وقتی عبد الله بن أبی از دنیا رفت، به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گفتند كه بر جنازه او نماز بخواند. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می‌خواست بر جنازه عبد الله بن أبی نماز بخواند، به طرف پیامبر (صلی الله علیه و سلم) رفتم و گفتم: یا رسول الله! آیا می‌خواهی بر عبد الله بن أبی نماز بخوانی؟! با این‌كه او در فلان روز فلان كار را كرده بود و در فلان روز فلان مطلب را گفته بود؟ همین‌طور كارهای عبد الله بن أبی را برای او می‌شمردم. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) خندید و فرمود: كنار برو ای عمر!

این دستور پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است كه به عمر می‌گوید برو كنار. قرآن می‌فرماید:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید و اجرا كنید و آنچه را از آن نهی كرده خودداری نمائید.

سوره حشر / آیه 7

عمر می‌گوید:

باز هم به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می‌گفتم كه نباید بر او نماز بخوانی. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود: خداوند مرا مخیّر كرده است و من هم نماز خواندن را انتخاب كردم. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) بر جنازه او نماز خواند و سپس آیه نازل شد در مخالفت با نظر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و موافقت با نظر عمر: «وَ لَا تُصَلِّ عَلَی أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَ لَا تَقُمْ عَلَی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَاتُوا وَ هُمْ فَاسِقُونَ (سوره توبه / آیه 84)». عمر می‌گوید: من تعجب كردم كه چقدر جرأت داشتم كه این‌طوری در برابر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) جسورانه برخورد كردم.

در روایت دیگری از صحیح بخاری، در جلد 5، صفحه 207، حدیث 4672 می‌گوید:


فأخذ عمر بن الخطاب بثوبه فقال: تصلی علیه و هو منافق؟! و قد نهاك الله أن تستغفر لهم!

عمر از لباس پیامبر (صلی الله علیه و سلم) گرفت كشید و گفت: آیا بر كسی نماز می‌خوانی كه منافق است؟! خداوند تو را نهی كرده است كه برای منافقین إستغفار كنی!

یعنی ـ نستجیر بالله ـ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جاهل است و نمی‌دانست كه خداوند نهی كرده است و جناب خلیفه دوم می‌گوید كه خداوند تو را نهی كرد است؟!

در روایت دیگری از صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 76 ، حدیث 1269 می‌گوید:

فلما أراد أن یصلی علیه، جذبه عمر رضی الله عنه فقال: ألیس الله نهاك أن تصلی علی المنافقین؟!

وقتی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) اراده كرد كه بر عبد الله بن أبی نماز بخواند، عمر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را گرفت كشید و گفت: آیا خداوند تو را نهی نكرده است از نماز خواندن بر منافقین؟!

این كار خیلی جسارت می‌خواهد! خیلی جرأت می‌خواهد! این آقایان می‌خواهند ابرو را درست كنند، می‌زنند چشم را خراب می‌كنند. می‌خواهند برای جناب عمر فضیلت درست كنند، ولی به چه قیمتی؟! به قیمت جسارت بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)؟! آیا پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نمی‌فهمید؟! آیا نقل اینها درست است؟‌! آن هم در كتابی كه به قول آقایان أهل سنت صحیح‌ترین كتاب بعد از قرآن است! مگر قرآن در آیه 36 سوره احزاب صراحت ندارد:

وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا

هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی كه خدا و پیامبرش أمری را لازم بدانند، اختیاری از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانی خدا و رسولش را كند، به گمراهی آشكاری گرفتار شده است.

این آیه كجا رفت؟

در آیه 65 سوره نساء قرآن می‌فرماید:

فَلَا وَ رَبِّكَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

به پروردگارت سوگند! آنها ایمان نخواهند آورد مگر این‌كه تو را در اختلافات خود به داورى طلبند و سپس در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى نكنند و كاملاً تسلیم باشند.

شما باید در برابر دستور پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، تسلیم محض باشید.

مگر در آیه 7 سوره حشر نخواندیم:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

اینها مطالبی است مربوط به آیات قرآن! اینها روایات نیست! ما از عزیزان أهل سنت، به ویژه از شخصیت‌های علمی و آزاداندیش تقاضا دارم مقداری در این زمینه دقت كنند. در مورد خلفاء آزاد هستید هر مطالبی را می‌خواهید بگویید، ولی آن‌گونه بگویید كه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جسارت نشود و قرآن زیر سؤال نرود. قرآن می‌فرماید:

وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى

سوره نجم / آیه 4ـ3

این مطالب باید لحاظ شود. شما بیایید مواردی را كه خودتان در كتاب‌های خود آورده‌اید، بیان كنید و حریم‌ها را حفظ كنید. من از كارشناس این شبكه ها كه این‌همه علیه شیعه جسارت می‌كند و سر و صدا می‌كند، تقاضا دارم به این سؤالات جواب دهد كه به چه مجوزی این روایات در كتب شما وجود دارد؟
 آیا اینها خلاف قرآن نیست؟ خلاف حق مسلّم نبی مكرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) نیست؟ شما كه می‌گویید «این آقایان در حالت عادی نبودند كه این روایات را ساختند و مواد مخدر مصرف كرده بودند»، اگر كسی بگوید كسانی كه این روایات را ساخته‌اند، مواد مخدر مصرف نكرده بودند، بلكه از همان شرابی كه جناب معاویه می‌خورد ـ و شما هم به او رضی الله عنه می‌گویید ـ ، خورده بودند و مست كرده بودند و این روایات را ساخته‌اند، چه جوابی دارید؟
قضیه شراب خوردن معاویه در مسند احمد، جلد 5، صفحه 347 به صراحت آمده است كه كه عبد الله بن بریده می‌گوید:

دخلت أنا و أبی على معاویة، فأجلسنا على الفرش، ثم أتینا بالطعام، فأكلنا، ثم أتینا بالشراب، فشرب معاویة، ثم ناول أبی، ثم قال: ما شربته منذ حرمه رسول الله صلى الله علیه و سلم.

من و پدرم نزد معاویه رفتیم و برای ما غذا آوردند و خوردیم و سپس شراب آوردند و معاویه از آن شراب خورد و به پدرم تعارف كرد و پدرم گفت: از زمانی كه پیامبر (صلی الله علیه و سلم) این شراب را حرام كرد، من از آن ننوشیدم.

اگر كسی بگوید كسانی كه این روایت را ساخته‌اند، از همان شراب جناب معاویه می‌خورد و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) هم حرام اعلام كرده بود، خوردند و مست كرده بودند و این روایات را ساختند، آیا حاضر هستید جواب بدهید؟! چون اگر بنا باشد حریم‌ها حفظ نشود، چه بسا چند نفر هم از جوانان و علماء شیعه هم سؤالاتی را مطرح بكنند كه مقداری با اصول محاوره و گفت‌وگو همخوانی نداشته باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 19 تیر 1392 06:59 ق.ظ
با این که خودم یه شیعه هستم
ولی باز بگم

خیلی تامل بر انگیز بودن این چرتو پرتا
کف کردیم
مثه اینکه شما وحابی ها رو با اهل سنت قاطی کردین همین عمر بود که اسلام رو به ایران و به کلی کشور رسوند اینو من نمیگم تاریخ رو یه ذره بخونین ولی باید عقل رو اولویت قرار داد
بازم فک نکنم چون چشم و گوش شما بسته شده
منم یه زمانی افراطی بودم شدید
ابواسحاقبا سلام
اولا از اینکه خودت رو شیعه معرفی کنی چه سودی می بری اینکه شما دروغ گفتید مثل روز روشنه.
دوما ما فرق بین وهابی و اهل سنت رو میدونیم ولی این بعضی از شمایید که اونها رو اهل سنت معرفی میکنید.
سوما مثل اینکه خبر نداری اون زمان یمن جزء ایران بود و امام علی (ع) بنا به دستور پیامبر (ص) اسلام رو به اونها معرفی کردند و البته بعد از معجزاتی مسلمان شدند و کم کم اسلام اینگونه وارد ایران شد.
چهارما ما در قرآن می خوانیم ( لا اکراه فی دین ) این ثابت میکنه که شما حتی به قرآن آشنایی ندارید
پنجما بر فرض ( توجه کن گفتم بر فرض ) با زور شمشیر عمر، ایرانیان مسلمان شدند. حتما خبر داری که بعد از اون مغولها حمله کردند و اون موقع باید همه بی دین می شدیم ولی چرا مسلمان باقی ماندیم. یا بر فرض عمر اسلام را به ایران آورد پس پیامبر (ص) برای چه مبعوث شده است شما با این حرفتان بازهم به ما اثبات کردید که به رسول الله توهین می کنید.
اما یک سوال چرا ما ایرانیان اکثرا شیعه هستیم؟ عقل حکم میکنه که از عمر پیروی کنیم ولی اینگونه نیست. چون ایرانی همیشه تابع حق بوده و هست. نمونه میخوای قبل از تولد حضرت عیسی (ع) دو ایرانی به اون ایمان آوردند میتونی از توی انجیل هم بخونی.

ما هم میگیم شما عقلتون رو بکار بیندازید و کمی هم تاریخ را زیر رو کنید و از این تعصباتی که دارید و به پیامبر توهین میکنید چشم پوشی کنید.

ما هیچگاه نه راه تفریط رفته ایم و نه راه افراط بلکه این شمایید که برای اثبات عمر به پیامبر (ص) جسارت میکنید و این رو در مقاله کامل توضیح داده ایم کاش یه نقدی بر اون میکردید. هر چند نقدی بر اون ندارید و اینها فقط نمونه بود وگرنه خیلی زیادتر از این ما مدرک علیه شما داریم که بدون جواب مانده.

موفق باشید
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 04:07 ق.ظ
سلام علیکم
با مطلب"مگر عمر چه گناهی کرده بود؟....."
به روزم
یا علی
ابواسحاق
با سلام
به چشم
موفق باشید
شنبه 21 اردیبهشت 1392 03:20 ب.ظ
سلام .
اولا:حضرت عمر در سال پنجم بعثت مسلمان شدند نه دزسال دهم.
دوما:زمانی که مسلمانان به حبشه هجرت نمودند
که پیامبر زنده بود وعمر هنوز خلیفه نبود که بخواهد کسی راآزاردهد.

این مهمل بافی های روافض رو بلغور نکن چرا چشم وگوشت رو با پنبه تعصبات بستی؟
ابواسحاق
با سلام
اولا یک سوال متن رو کامل خوندید؟
دوما یعنی شما میگید که جناب بخاری و ابی حدید معتزلی و رازی و هیثمی و ... از علمای شما روافض هستند توجه نکردی ما این روایات رو قبول نداریم بلکه شما قبول دارید.
سوما یعنی شما قبول داری که عمر در زمان خلافتش مردم رو اذیت می کرد؟
چهارما یكی از مواردی كه امروز بزرگان أهل سنت و خطباء آنها در خطبه‌های نماز جمعه و سخنرانی‌ها با آب و تاب نقل می‌كنند، قضیه موافقات جناب خلیفه دوم است. که حدود 50 ، 60 مورد در كتب أهل سنت پیدا شده است و ... پس علمای حال حاضرتان روافض هستند.
پنجما اینها مسائلی است که در شبکه هایی است که شما آنرا شبکه های اهل سنت میخوانید نقل میکنند.
پس این مسائل دامان ما را نمیگیرد بلکه این شمایید که اینگونه چیز هایی که به پیامبر توهین شده است رو قبول دارید. و ما کذب شما رو اثبات کردیم. و جسارتهای این به اصطلاح خلیفه اتان رو به شما گوشزد میکنیم که مقداری از تعصبتان کم شود.
در ظمن اگر اینجا تعصبی بنده داشته باشم برای رسول الله است ولی شما تعصبتان برای عمر است . آیا شما عمر رو از پیامبر بیشتر دوست دارید.
واقعا متاسفم
موفق باشید
شنبه 21 اردیبهشت 1392 12:43 ب.ظ
سلام
http://yas_kabood.mihanblog.com/post/80
ابواسحاق
با سلام
خیلی ممنون
موفق باشید
شنبه 21 اردیبهشت 1392 11:31 ق.ظ
سلام علیکم،
مطلب تامل برانگیزی فرمودید،
تشکر،
اصلا موقع هجوم ظالمین به خانه ی حضرت صدیقه ی طاهره(سلام الله علیها) مهم ترین عاملی که باعث شد ایشان به پشت در برود،همین دفاع از امام زمان خویش بود.
ابواسحاقبا سلام
نکته ظریفی بود ولی ایشان اصلا برای باز کردن در بیرون نرفتند که در لینک زیر توضیح داده شده است.
http://shiahag.mihanblog.com/post/210
بازهم با تشکر
در پناه حق تعالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی