تبلیغات
http://chargetel020.1000charge.com/ شیعه حق

منافقین چه کسانی هستند؟

در اینکه در بین صحابه کسانی هم منافق بودند شکی نیست تا جایی که یکی از سوره های قرآن به همین اسم نام گذاری شده اما می خواهیم ببینیم چه صفاتی داشتند و در بین صحابه چه کسانی از این صفات برخوردار بودند امیدوارم که بدون تعصب مطالعه بفرمایید. محمد بن اسماعیل در صحیح خود در مورد منافقین نوشته است:

33 حدثنا سُلَیْمَانُ أبو الرَّبِیعِ قال حدثنا إِسْمَاعِیلُ بن جَعْفَرٍ قال حدثنا نَافِعُ بن مَالِكِ بن أبی عَامِرٍ أبو سُهَیْلٍ عن أبیه عن أبی هُرَیْرَةَ عن النبی صلى الله علیه وسلم قال آیَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ إذا حَدَّثَ كَذَبَ وإذا وَعَدَ أَخْلَفَ وإذا أؤتمن خَانَ.

از ابوهریره نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: نشانه‌های منافق سه چیز است: هرگاه سخن می‌راند، دروغ می‌گوید؛ هر وقت وعده می‌دهد، تخلف می‌کند و هر وقت امانتی به او سپرده شود، خیانت می‌کند.

سند اینترنتی از سایت اسلام ویپ

34 حدثنا قَبِیصَةُ بن عُقْبَةَ قال حدثنا سُفْیَانُ عن الْأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن مَسْرُوقٍ عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو أَنَّ النبی صلى الله علیه وسلم قال أَرْبَعٌ من كُنَّ فیه كان مُنَافِقًا خَالِصًا وَمَنْ كانت فیه خَصْلَةٌ مِنْهُنَّ كانت فیه خَصْلَةٌ من النِّفَاقِ حتى یَدَعَهَا إذا أؤتمن خَانَ وإذا حَدَّثَ كَذَبَ وإذا عَاهَدَ غَدَرَ وإذا خَاصَمَ فَجَرَ.

از عبد الله بن عمر نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: چهار ویژگی است که اگر همه آن‌ها در شخصی باشد، منافق خالص است و هر گاه یکی از این ویژگی‌ها در شخصی باشند، یک خصلت از منافقین را دارد تا زمانی که آن را رها کند : هر گاه امانتی به او سپرده می‌شود، خیانت می‌کند، هر وقت سخن می‌راند، دروغ می‌گوید؛ هر زمان تعهد می‌دهد نیرنگ می‌کند و هر وقت با کسی دشمنی می‌کند، دست به کارهای ناشایست می‌زند.

سند اینترنتی از سایت اسلام ویپ

صحیح البخاری، کتاب الإیمان، بَاب عَلَامَةِ الْمُنَافِقِ ، ح33 و 34.


حال ببینیم که این صفات در چه کسانی پیدا می شد

مسلم نیشابوری در صحیح خود در ضمن یک روایت طولانی از عمر بن خطاب نقل می‌کند که خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت:

فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِیكَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَیْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَیْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله ابوبكر گفت : من جانشین رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علی ) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زاده‌ات را درخواست كردی و تو ای علی میراث فاطمه دختر پیامبر را .

ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چیزی به ارث نمی‌گذاریم ، آن‌چه می‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار معرفی كردید و حال آن كه خدا می داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دین دار و پیرو حق بود .

پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشین پیامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا دروغگو ، گناه‌كار ، حیله‌گر و خیانت‌كار خواندید

سپس در آخر روایت عمر بن خطاب از امیرمؤمنان علیه السلام و عباس اقرار می‌گیرد که آیا مطالبی را که گفتم تأیید می‌کنید. هر دو گفتند: بلی .

 قَالَ أَكَذَلِكَ قَالاَ نَعَمْ.

سند اینترنتی در سایت اسلام ویپ

صحیح مسلم، کتاب الجهاد والسیر، باب حکم الفئ ، ح 1756

همین روایت در دیگر کتاب‌های اهل سنت با تعبیر «ظالم وفاجر» نقل شده و حتی البانی وهابی نیز آن را صحیح دانسته است:

قَالَ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنَّهُ كَانَ فِیهَا ظَالِمًا فَاجِرًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَنَّهُ صَادِقٌ بَارٌّ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ وُلِّیتُهَا بَعْدَ أَبِی بَكْرٍ سَنَتَیْنِ مِنْ إِِمَارَتِی فَعَمِلْتُ فِیهَا بِمِثْلِ مَا عَمِلَ فِیهَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَأَبُو بَكْرٍ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنِّی فِیهَا ظَالِمٌ فَاجِرٌ.

عمر گفت: شما دو نفر اعتقاد داشتید که ابوبکر در این قضیه ظالم و فاجر است؛ در حالی که خدا می‌داند او صادق‌، نیکوکار و پیرو حق بود . بعد از ابوبکر دو سال اداره فدک و .. در اختیار من بود و من همان رفتاری را داشتم که رسول خدا (ص) و ابوبکر داشت ؛ اما شما اعتقاد داشتید که من ظالم و فاجر هستم .

البانی در آخر روایت تصریح می‌کند که سند این روایت صحیح است.

البانی ، محمد ناصر الدین (متوفای 1420هـ)، التعلیقات الحسان علی صحیح إبن حبان ، ج9 ، ص319 ـ 320.

همین روایت در کتاب صحیح إبن حبان با تحقیق شعیب الأرنؤوط وهابی نیز آمده و  این وهابی متعصب نیز سند آن را تصحیح کرده است.

ملاحظه می‌فرمایید که تمام صفات ذکر شد از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله در باره منافقین و حتی بیش از آن ، طبق اعتقاد امیرمؤمنان علیه السلام در ابوبکر و عمر بوده است .

بیعت عمر با امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم

بعد از آن كه رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام كرد، به مردم دستور داد كه یكى یكى با آن حضرت بیعت كرده و این منصب جدید را تبریك بگویند.
طبق روایات صحیح السندى كه در كتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد، خلیفه دوم از كسانى است كه خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریك گفت.
غزالی، دانشمند شهیر قرن ششم در باره تبریك و تهنیت خلیفه دوم و پیمانى كه در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نویسد:
واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من كنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى كل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحكیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباك ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.
از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به على (علیه السلام) این گونه تبریك گفت:
«تبریك، تبریك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.»
این سخن عمر حكایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلى تغییر داد و با لشكر كشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق این سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله ‏اى كردند.
.الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد، سر العالمین وكشف ما فی الدارین، ج 1، ص 18، باب فی ترتیب الخلافة والمملكة، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1424هـ 2003م.
روایات بسیارى در كتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد كه سخن غزالى را ثابت مى‌كند
برای اطلاع بیشتر اینجا کلیک کنید

می بینیم که جناب عمر بن خطاب بیعت بستند ولی آن را شکستند.
فکر کنم همین قدر کفایت کند امیدوارم که از بعضیها از خواب غفلت بیدار شوند و به راه راست که صراط امیرمومنان علیه السلام می باشد هدایت شوند.

تاریخ ارسال : جمعه 7 تیر 1392 06:16 ق.ظ | نویسنده : ابواسحاق

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : جمعه 7 تیر 1392 05:36 ق.ظ
سلام وبلاگ زیبایی داری برای افزایش بازدید و.بلاگت میتونی به آدرس زیر ثبتش کنی تا من و دیگران هم بتونیم هر روز بهت سر بزنیم ممنون
http://fabner.net
سلام علیکم
نظر لطف شماست
یا علی

ابواسحاق

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.