تبلیغات
http://chargetel020.1000charge.com/ شیعه حق

وقتی قرآن ابوبکر و حامیانش را رسوا می کند

تحقیقی جالب پیرامون آیات 6 و 7 سوره حمد و آیه 69 سوره نساء ، امیدوارم که ما را همراهی کنید هر چند مطالب در این مورد فراوان است ولی در حد توان آن را بیان خواهیم کرد ، برای خواندن مطالب به ادامه مطلب برویید.
اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ(6) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

ما را بسوى صراط مستقیم هدایت فرما (6) صراط آنانكه برایشان انعام فرمودى . نه آنانكه برایشان غضب كردى و نه گمراهان (7)


سوره حمد آیات 6 و 7


همانطور که از بیان آیات معلوم می شود این صراط، همان کسانی هستند که به آنها انعام و نعمت داده شده و در مقابل از کسانی که مورد غضب و گمراهی قرار گرفته اند نهی شده است.

ابتدا میخواهیم بدانیم چه کسانی به آنها انعام و یا نعمت داده شده است.

وَلَهَدَیْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا ( 68) وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا ( 69)

و به صراط مستقیم هدایتشان مى كردیم (68) و كسانى كه خدا و این پیامبر را اطاعت كنند، كسانى خواهند بود كه همدم انبیا و صدیقین و شهدا و و صالحینند، كه خدا مورد انعامشان قرار داده، و چه نیكو رفیقانى (69)

سوره نساء آیات 68 و 69

هـمـان طـور كه در سوره حمد، بیان شده است كسانى كه مشمول این نعتمند،همواره در صراط مستقیم گام برمى دارند و كوچكترین انحراف و گمراهى ندارند.

درتوضیح این جمله اشاره به چهار طایفه شده ، مى فرماید: ((از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان)) (من النبین والصدیقین والشهدا والصالحین).

1ـ ((انبیا)) و فرستادگان مخصوص پروردگار كه نخستین گام را براى هدایت و رهبرى مردم و دعوت به صراط مستقیم بر مى دارند.

2ـ ((راسـتـگـویان)) كسانى كه هم در سخن راست مى گویند و هم با عمل وكردار صدق گفتار خـود را اثبات مى كنند و نشان مى دهند كه مدعى ایمان نیستندبلكه به راستى به فرمانهاى الهى ایمان دارند.

3ـ ((شـهدا)) و كشته شدگان در راه هدف و عقیده پاك الهى ، و یا افرادبرجسته اى كه روز قیامت شاهد و گواه اعمال انسانها هستند.

4ـ ((صالحان)) و افراد شایسته و برجسته اى كه با انجام كارهاى مثبت وسازنده و مفید و پیروى از اوامر انبیا به مقامات برجسته اى نائل شده اند.

در پایان مى فرماید: ((آنها رفیقهاى خوبى هستند)) (وحسن اولئك رفیقا).

از آیـه فـوق ایـن حـقیقت به روشنى استفاده مى شود كه موضوع معاشران خوب و همنشینهاى با ارزش بـه قـدرى اهـمـیـت دارد كه حتى در عالم آخرت براى تكمیل نعمتهاى بهشتى این نعمت بزرگ به ((مطیعان)) ارزانى مى گردد.


اما در آیه 67 نساء سخنی از صدیقین اومده که می خواهیم صدیقین واقعی رو بشناسیم.
جناب سیوطی در كتاب الدر المنثور ج ، 5 ، ص262 از تاریخ بخاری نقل می‌كند از ابن عباس كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :
الصدیقون ثلاثة حزقیل مؤمن آل فرعون وحبیب النجار صاحب آل یاسین وعلی بن أبی طالب .الصدیقون ثلاثة حبیب البحار مؤمن آل یاسین الذی قال یا قوم اتبعوا المرسلین وحزقیل مؤمن آل فرعون الذی قال أتقتلون رجلا أن یقول ربى الله وعلی بن أبی طالب وهو أفضلهم .
صدیق در جهان سه نفر هستند : حزقیل مؤمن آل فرعون ، حبیب نجار كه در سورۀ یاسین به او اشاره شده است و علی بن أبی طالب علیه السلام .

الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 5 - ص 262 و شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 9 - ص 172 و الجامع الصغیر - جلال الدین السیوطی - ج 2 - ص 115 و كنز العمال - المتقی الهندی - ج 11 - ص 601 و فیض القدیر شرح الجامع الصغیر - المناوی - ج 4 - ص 313 و شواهد التنزیل - الحاكم الحسكانی - ج 2 - ص 304 و تفسیر الرازی - الرازی - ج 27 - ص 57 و تفسیر البحر المحیط - أبی حیان الأندلسی - ج 7 - ص 442 و تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 16 - ص 145 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 43 و ...

این روایت شاید به تنهایی صدیقین رو معرفی کرده باشه ولی برای اطمینان بازهم مطرح میکنیم.

در كتاب الآحاد و المثانی از قول امام علی علیه السلام كه وقتی شایع می‌شود كه پیامبر اكرم لقب صدیق به ابوبكر داده است ، بالای منبر می‌رود ومیفرماید:

حدثنا أبو موسى نا نوح بن قیس عن رجل قد سماه ذهب عن أبی موسى اسمه عن معاذ العدویة قالت سمعت علیا رضی الله تعالى عنه یخطب على المنبر وهو یقول:انا الصدیق الأكبر آمنت قبل أن یؤمن أبو بكر وأسلمت قبل أن یسلم .

من صدیق اکبر هستم قبل از آن‌كه ابوبكر ایمان بیاورد‌ ، من ایمان آوردم ، قبل از آن‌كه ابوبكر اسلام بیاورد من ایمان آوردم .

الآحاد والمثانی - الضحاك - ج 1 - ص 151 و شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 1 - ص 30 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 33 و تهذیب الكمال - المزی - ج 12 - ص 18 و تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 4 - ص 179 و میزان الاعتدال - الذهبی - ج 2 - ص 212 و انساب الآشراف _ بلاذری ، ج1 ، ص46 و البدایة و النهایة _ ابن كثیر دمشقی -  ج7 ، ص370 .

حدثنا أبو بكر نا بن نمیر عن العلاء بن صالح عن المنهال بن عمرو عن عباد بن عبد الله قال سمعت علیا رضی الله تعالى عنه یقول:انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصدیق الأكبر لا یقولها بعدی إلا كذاب مفتری ولقد صلیت قبل الناس بسبع سنین . .
الآحاد والمثانی - الضحاك - ج 1 - ص 148 .

جناب ابن ماجه در كتاب سننش كه از صحاح سته است از قول آقا امیر المؤمنین علیه السلام نقل می‌كند: حدثنا أبو بكر نا بن نمیر عن العلاء بن صالح عن المنهال بن عمرو عن عباد بن عبد الله قال سمعت علیا رضی الله تعالى عنه یقول:انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصدیق الأكبر لا یقولها بعدی إلا كذاب مفتری ولقد صلیت قبل الناس بسبع سنین .
سنن ابن ماجة - محمد بن یزید القزوینی - ج 1 - ص 44 و المصنف - ابن أبی شیبة الكوفی - ج 7 - ص 498 و كتاب السنة - عمرو بن أبی عاصم - ص 584 و شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 - ص 286 و نظم درر السمطین - الزرندی الحنفی - ص 96 و كنز العمال - المتقی الهندی - ج 13 - ص 122 و تفسیر الثعلبی - الثعلبی - ج 5 - ص 85 و الكامل - عبد الله بن عدی - ج 2 - ص 187 و تاریخ مدینة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 61 و تهذیب الكمال - المزی - ج 22 - ص 514 و میزان الاعتدال - الذهبی - ج 1 - ص 433 و المستدرك - الحاكم النیسابوری - ج 3 - ص 112 و...


ترجمه:انا الصدیق الاكبر -صدیق اكبر من هستم

صلیت قبل الناس سبع سنین- قبل از آنكه مردم نماز بخوانند ، هفت سال قبل از مردم من نماز خواندم .لایقولها بعدی الا كاذب -هر كس بعد از من بگوید من صدیقم او دروغگو است.
جناب حاکم نیشابوری درباره این حدیث می‌گوید:صحیح علی شرط شیخین

ابن عساكر در تاریخ مدینه دمشق ، از ابن عباس نقل مى‏كند كه مى‏گفت :
فتنه‏ ای در پیش است ، هركس از شما با آن روبرو شد ، به دو چیز تمسّك جوید : كتاب خدا و على ‏بن ابى‏طالب علیه السلام ؛ زیرا شنیدم ‏كه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حالى‏كه دست علی علیه السلام را گرفته بود ، مى‏فرمود :
« این ( علی ) نخستین كسی است كه به من ایمان آورد و اوّل كسی است كه در روز قیامت با من مصافحه مى‏كند و او فاروق این امّت است كه میان حق و باطل جدایی مى‏افكند . او ( علی ) آقا و رییس و ملجأ مؤمنان است و مال پناه و ملجأ ستمگران . او صدیق اكبر بزرگ‏ترین راستگو و او درِ « مدینه علم » من است كه از آن مى‏توان به سوی من آمد و او خلیفه و جانشین من بعد از من است . »
تاریخ مدینه دمشق ج42 ص42 و 43

بسیاری از علمای اهل سنت ؛ از جمله ابن ماجه قزوینی در سننش كه یكی از صحاح سته اهل سنت به شمار می آید ، با سند صحیح نقل كرده :

عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَكْبَرُ لَا یَقُولُهَا بَعْدِی إِلَّا كَذَّابٌ صَلَّیْتُ قَبْلَ النَّاسِ بِسَبْعِ سِنِینَ
عباد بن عبد الله گوید : علی علیه السلام فرمود : من بنده خدا ، برادر رسول خدا و صدیق اكبر هستم ، پس از من جز دروغگو كسی دیگر خود را صدیق نخواهد خواند ، من هفت سال قبل از دیگران نماز می خواندم .
سنن ابن ماجة ، ج1 ، ص 44 ، و البدایة والنهایة ، ج3 ، ص 26 و  المستدرك ، حاكم نیشابوری ، ج3 ،  ص 112 وتلخیص آن ، تألیف ذهبی در حاشیه همان صفحه ، و تاریخ طبری ، ج2 ، ص 56 ، والكامل ، ابن الاثیر ، ج2 ، ص 57 و فرائد السمطین ، حموینی ، ج 1 ص 248 و الخصائص ، نسائی ، ص 46 با سندی كه تمام روات آن ثقه هستند ، و تذكرة الخواص ، ابن جوزی ، ص 108 و ده ها سند دیگر .

محقق سنن ابن ماجه در ادامه می نویسد :
فی الزوائد : هذا إسناد صحیح . رجاله ثقات .
رواه الحاكم فی المستدرك عن المنهال . وقال : صحیح على شرط الشیخین .


 در این ثابت است که امیر المومنین صدیق اکبر  بوده و حتی لقب آن امام (ع) را نیز مانند خلافت بلافصل ایشان غصب کردند و در اینکه ابوبکر دروغگویی بیش نیست از اینگونه احادیث خیلی راحت اثبات شده است و همین طور هر کس که این لقب غصبی را برای ابوبکر در نظر بگیرد.

اما در آیه پایانی سوره حمد از مغضوبین نهی شده است حالا ببینیم چه کسانی مغضوب واقع شده اند؟

1. فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِی بَكْرٍ فِی ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا

فاطمه بر ابوبكر غضب نمود و از او روی گرداند و تا پایان عمر با او سخنى نگفت. و بعد از پیامبر اكرم شش ماه بیشتر زندگی نكرد. وقتی فاطمه از دنیا رفت، شوهرش شبانه او را دفن كرد و ابوبكر را خبر نساخت و خود بر او نماز خواند

صحیح البخاری، ج 4، ص 1549 ، كتاب المغازی ، باب غزوة خیبر ، الحدیث رقم 3998 ، دار ابن کثیر ، 1414 ه

سند اینترنتی :

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=0&ID=2227&idfrom=3960&idto=4001&bookid=0&startno=39

2. بلاذری در انساب الاشراف و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه حدیثی نقل می کنند که تصریح دارد ، حضرت فاطمه (س) بعد از آنکه از ابوبکر حق خود را مطالبه کرد و او از واگذاری آن خودداری نمود ، وی را نفرین کرده و فرمود :

والله لا أکلّمک ... والله لأدعون الله علیک

به خدا قسم دیگر با تو سخن نمی گویم ... به خدا قسم تو را نفرین می کنم .

انساب الاشراف ، بلاذری ، ج 10 ، ص 79 ، وفاة ابوبکر ، دارالفکر

شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 16 ، ص 214 ، خطبه 45 (ومن کتاب له الی عثمان بن حنیف) ، ذکر ما ورد من السیر و الاخبار فی امر فدک ، دار احیاء الکتب العربیه

پس طبق این احادیث حضرت فاطمه زهراء(س)‌ بر ابوبکر غضب کردند و حتی وی را نفرین نمودند ...


بیاندیشید :

1. حَدَّثَنَا أَبُو الْوَلِیدِ حَدَّثَنَا ابْنُ عُیَیْنَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ دِینَارٍ عَنْ ابْنِ أَبِی مُلَیْكَةَ عَنْ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی

پیامبر (ص) فرمودند : فاطمه (س) پاره تن من است ، هرکس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است .

صحیح بخاری ، كتاب فضائل الصحابة ، باب مناقب فاطمة علیها السلام

سند اینترنتی :

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=3567&idto=3567&bk_no=0&ID=2136

2. حَدَّثَنِی أَبُو مَعْمَرٍ إِسْمَعِیلُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ الْهُذَلِیُّ حَدَّثَنَا سُفْیَانُ عَنْ عَمْرٍو عَنْ ابْنِ أَبِی مُلَیْكَةَ عَنْ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا

پیامبر (ص) فرمودند : فاطمه (س) پاره تن من است ، هرآنچه او را اذیت کند مرا می آزارد .

صحیح مسلم ، ج 4 ، ص 1903 ، كتاب فضائل الصحابة ، باب فضائل فاطمة بنت النبی علیها الصلاة والسلام

سند اینترنتی :

http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=1&ID=1139&idfrom=4554&idto=4560&bookid=1&startno=1

3. قال رسول الله (ص) لفاطمة (س) : إنّ الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک

پیامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) فرمود : خداوند به غضب تو غضبناک و به رضای تو راضی می شود .

المستدرک علی الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، ج 3 ، ص 154 ، کتاب معرفة الصحابة ، باب فضائل فاطمة (س) ، دارالمعرفة ، بیروت ، لبنان

4. إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا

بى‏گمان كسانى كه خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است

سوره احزاب آیه 57

5. اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ(6) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)

ما را بسوى صراط مستقیم هدایت فرما (6) صراط آنانكه برایشان انعام فرمودى . نه آنانكه برایشان غضب كردى و نه گمراهان (7)


سوره حمد آیات 6 و 7


ما برایتان نتیجه گیری نمی کنیم ، خودتان قضاوت کنید .

خودتان  احادیث و آیات را با هم مقایسه کنید .

تاریخ ارسال : شنبه 8 تیر 1392 07:14 ق.ظ | نویسنده : ابواسحاق

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.