تبلیغات
http://chargetel020.1000charge.com/ شیعه حق

چرا شیعیان حدیث عشره مبشره را قبول ندارند؟

با اینکه این روایت در میان اهل‏ سنّت معروف است و در کتاب‏های مختلف از طرق گوناگون نقل شده، ولی در مهم‏ترین کتب حدیثی اهل‏ سنّت یعنی در کتاب‏های صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل نشده است. این موضوع در ذهن ایجاد سؤال میکند و این احتمال را در ذهن به وجود می آورد که مؤلفین آنها، اعتمادی به این حدیث نداشته وگر نه این حدیث را در ضمن مناقب یکی از آن ده نفر نقل می نمودند. با اینکه احادیثی را در فضیلت بعضی از آنان نقل کرده‏ اند، که اهمیتش بسیار کمتر از بشارت به بهشت است، که در این حدیث وجود دارد. اشکالاتی که در این حدیث می باشد:

مخالفت حدیث با قرآن:
اگر قرار باشد كه عشره مبشره با وجود هر گونه گناه صد در صد بهشتی باشند، پس باید پیامبر اسلام (صلی­ الله­ علیه ­و­آله) هم به طریق اولی این‌چنین باشد؛در حالی كه قرآن كریم خلاف آن را می ‌گوید.
خداوند در قرآن كریم خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:

وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَیْنَا نَصِیرًا. (اسراء/75_74)

«و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گرداندیم،نزدیك بود كه به مشركین اندك تمایل و اعتمادی بكنی.كه در این صورت،كیفر این عمل تو را به تو می‌چشاندیم و عذاب تو را در دنیا و آخرت مضاعف می‌كردیم،آن‌گاه از قهر و خشم ما هیچ یاوری بر خود نمی‌یافتی»
خداوند در قرآن كریم چنان حمایتی از پیامبرش كرده كه از احدی نكرده است؛ اما با این‌حال، به او می‌گوید كه اگر كمی از راه حق منحرف شوی و به مشركین تمایل پیدا كنی،تو را عذاب خواهم كرد!
با این وضعیت، چگونه ممكن است به اصحاب او آن چنان آزادی داده شود که با وجود هر گناهی بازهم به بهشت برین راه یابند؟!

وقتی که قرآن این حدیث را رد کند دیگر جای هیچ بحثی نمی ماند ولی برای اطمینان بیشتر اشکالات دیگری را هم مطرح میکنیم.

اشکالات سندی حدیث
حدیث عشره مبشره، در سُنن ترمذی و مسند حنبل، تحت عنوان «حدیث عبدالرحمن بن عوف» آمده است. این حدیث از قول حُمید بن عبدالرحمن نقل شده است که میگوید:
 «من حدیث عشره مبشره را از پدرم شنیدم و او از پیامبر اکرم(ص) آن را نقل کرده است».
این در حالی است که حُمید بن عبدالرحمن، متولد سال 32 ه’ ق است
تهذیب التهذب، ابن حجر، ج 3، ص 41 - 40، (نشر دارالفکر، چاپ اول، 1404ه’)
 و پدرش (عبدالرحمن بن عوف) در همان سال یا سال 33 از دنیا رفته است.
تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ترجمه عبدالرحمن بن عوف، ج 6، ص 222.(دارالفکر)

بنابراین حمید بن عبدالرحمن هنگام فوت پدرش، حدود یک سال یا کم‏تر داشته است. با این حال، او چگونه میتوانسته است از پدرش حدیث نقل کند؟! از طرفی، در سند این روایت، شخصی به نام عبدالعزیز بن محمد دراوردی است که طبق نظر ابوحاتم، سخنانش قابل احتجاج نیست.

ر.ک: میزان الاعتدال، ذهبی، ترجمه عبدالعزیز محمد دراوردی، ج 2، ص 634 (تحقیق علی محمد البجاوی، نشردارالفکر)

حدیث عشره مبشره در سنن ابی داود، باب الخلفأ، از سعید بن زید نقل شده است.
سنن ابی داود، تحقیق سعید محمد لحام، ج 3 و 4، کتاب السنْ، باب 9، فی الخلفأ، ص 401، (دارالفکر، چاپ اول، 1410)

 در سند این روایت شخصی به نام عبدالله بن ظالم است که بخاری و مسلم از احتجاج به حدیث وی استنکاف میورزیده‏اند.
بخاری گفته است: «حدیث وی صحیح نیست».

ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بذیله التلخیص للذهبی، الجز الثالث، ص 317، کتاب معرفْ الصحابْ، (دارالکتاب العربی، بیروت)

حدیث فوق در سنن ترمذی،{الجامع الصحیح، تحقیق ابراهیم عطوه عوض، ج 5، ص 652 (داراحیأ التراث العربی، بیروت)} کتاب المناقب، باب مناقب ابی الاعور (سعید بن زید) از طریق دیگری نیز نقل شده است.
در سند او شخصی به نام حجاج بن محمد مصیصی است که قیروانی او را در کتاب خود، ضعیف شمرده است.
ر.ک: تهذیب التهذیب، ابن حجر، ترجمه حجاج بن محمد مصیصی، ج 2، ص 181 (دارالفکر، چاپ اول، 1404ه’)

همچنین در سنن ترمذی، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، طریق دیگری برای این حدیث نقل شده، در سندش فردی به نام موسی بن یعقوب زمعی است،{
الجامع الصحیح، ج 5، ص 648} و علی بن المدینی، حدیث وی را ضعیف و ناشناخته دانسته است.
تذکر: ترمذی صاحب سنن پس از نقل برخی از این روایات گفته این حدیث صحیح است یا حسن است اما باید توجه داشت که علمای حدیث شناس اهل‏سنّت به این گونه عمل ترمذی توجهی نمیکنند و او را در این جهت سهل‏ انگار میدانند چه اینکه گاه از افرادی حدیث نقل میکند و صحیح می نامد که اکثر علمای رجال آنها را ضعیف و یا دروغگو میدانند، مبارکفوری که سنن ترمذی را شرح کرده در مقدمه کتابش گوید: «ترمذی هر چند در حدیث امام بود و جلالت شأن داشت اما در صحیح یا حسن نامیدن احادیث سهل‏ انگار بود». و نیز ذهبی در میزان الاعتدال در ترجمه کثیر بن عبداله بن عمرو و بن عوف المدنی گوید: «علما بر تصحیح ترمذی (صحیح دانستن وی حدیثی را) اعتمادی ندارند.


حدیث عشره مبشره
سنن ابن ماجه، ج 1، ص 48، باب 11 باب فی فضائل اصحاب رسول الله، فضائل العشرْ
آمده است

و در طریق آن هشام بن عمار است که ابو داود درباره ‏اش میگوید:
 «وی چهارصد حدیث مسند نقل کرده است که بدون پایه و اساس است».
تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ج 11، ص 47، ترجمه هشام بن عمار بن نصیر، (دارالفکر)

این روایت در
سنن ابی داود، ج 3 و 4، ص 402 هم به طریقی حکایت شده است در زمره اسناد آن کسی به نام عبدالواحد بن زیاد عبدی بصری وجود دارد و این شخص، به نظر کسانی مانند ابن حبان، غیر قابل اعتماد است.
ر.ک: تذکرْ الحفاظ، ذهبی، ترجمه عبدالواحد بن زیاد عبدی بصری، ج 1، ص 258، (دارالکتب العلمیه، بیروت)

این حدیث را طبرانی هم در المعجم الأوسط نقل کرده، اما در سندش شخصی به نام ولید بن عبدالله بن جمیع زهری است که ابن حبان وی را در کتاب الضعفا در شمار راویان ضعیف و غیر قابل اعتماد آورده است؛ البته او در کتاب الثقات هم روایت عشره مبشره را مطرح کرده است،
ر.ک: تهذیب التهذیب، ابن حجر، ترجمه ولید بن عبدالله بن جمیع زهری، ج 11، ص 122، (دارالفکر)

 و این، بسیار شگفت ‏انگیز است. عقیلی هم میگوید: در روایت وی اضطراب وجود دارد.
ر.ک: تهذیب التهذیب، ابن حج، ترجمه ولید بن عبدالله بن جمیع زهری، ج 11، ص 122

در مورد این حدیث همچنین نقل شده که در جنگ جمل حضرت علی (ع) ، طلحه و زبیر را فراخواند و فرمود: شما می دانید که اصحاب جمل ملعونند؟
زبیر گفت چگونه ما ملعونیم، و حال آنکه ما اهل بهشتیم؟

حضرت علی فرمود: اگر من شما را اهل بهشت می دانستم با شما جنگ نمی کردم و جنگ با شما را حلال نمی شمردم.

زبیر گفت: آیا حدیث سعید بن عمرو بن نفیل را که از پیغمبر (ص) شنیده که 10 نفر از قریش اهل بهشتند نشنیده ای؟
حضرت فرمود شنیدم که سعید این حدیث را در خلافت عثمان به جهت او نقل کرده است.
زبیر گفت: آیا دروغ گفته است؟
علی(ع) فرمود: من چیزی نمی گویم تا نام آنها ببری.
زبیر نام نه نفر را برد.
علی (ع) فرمود: نفر دهم کیست؟
زبیر گفت: خود شما هستید.

حضرت علی (ع) فرمود: پس تو اقرار کردی که من اهل بهشتم، ولی من آنچه ادعا کردم از برای خود و اصحابت منکرم.
زبیر گفت: آیا گمان میبری که سعید دروغ گفته است؟
علی(ع) فرمود: گمان ندارم یقین دارم که حدیث دروغ است،
و البته بعضی از اینها در تابوتی هستند، در اسفل درکات جهنم و بر سر آن چاه سنگی است که وقتی خدا بخواهد اهل جهنم را عذاب کند آن سنگ را بر می دارد، این مطلب را از پیغمبر شنیدم.
زبیر از نزد حضرت علی (ع) با چشمان گریان برگشت.
( منتخب التواریخ، ص 15-14)


مخالفت حدیث با عقل:

این حدیث متضمن اضداد است و این به معنای تضاد در دین و بطلان دین است؛ چون اجتماع ضدین از محالات عقلی است. توضیح این که خط فکری ابوبكر با عمر فرق داشت و گاهی یكدیگر را نفی می‌كردند،طرز تفکر عثمان نیز با این دو فرق می‌كرد، و مبانی فکری و عقیدتی حضرت علی(علیه السلام)با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشی برای سنت شیخین قائل نبود؛ و به همین دلیل در روز شوری شرط پیروی از سیره شیخین را نپذیرفت. خط فکری عبدالرحمن­بن­عوف با عثمان كاملا متناقض و متضاد بود، تا جایی که تا آخر عمر با عثمان قهر بود. خط مشی و روش حضرت علی(علیه السلام) با طلحه و زبیر فرق می‌كرد و لذا هر یک ریختن خون دیگری را مباح می‌دانست.

بنابراین این حدیث از هر لحاظ ضعیف است.

تاریخ ارسال : شنبه 15 تیر 1392 06:38 ق.ظ | نویسنده : ابواسحاق

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.