تبلیغات
شیعه حق - چگونه امكان دارد كه یك فرد بیش از هزار سال عمر كند؟ ( از منابع اهل سنت و عهدین)
 
شیعه حق
یا صاحب الزمان(عج)

یكى از سؤالاتى كه در باره حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف همواره مطرح بوده، طول عمر آن حضرت است.

چگونه ممكن است كه یك انسان بیش از هزار سال عمر داشته باشد؟

مخالفان شیعه، همین مسأله را مستمسك قرار داده و آن را دلیلى قاطع بر بطلان اعتقاد شیعه در خصوص مهدویت دانسته‌اند. ما در این مقاله نمونه هایی را از کتابهایی که مورد قبول ادیان ابراهیمی می باشد را ذکر میکنیم.
از کتب اهل سنت و از عهدعتیق مورد قبول همه اهل کتاب و عهد جدید مورد قبول مسیحیان.

افرادى كه زیاد عمر كرده‌اند بسیارند. ما در این مختصر به برخى از موارد اشاره مى‌كنیم:

1. سام بن نوح 500 سال:

ابو اسحاق نیشابورى و عبد الرحمان ثعالبى در ذیل آیه «وأُحیی الموتى بإذن الله» مواردى را آوده‌اند كه حضرت عیسى علیه السلام با اذن خداوند آنان زنده كرد و با آنان سخن گفت. از جمله آنها سام بن نوح را ذكر مى‌كنند:

 وسام بن نوح دعا عیسى (علیه السلام) بإسم اللّه الأعظم فخرج من قبره وقد شاب نصف رأسه. فقال: قد قامت القیامة؟ قال: لا ولكنی دعوتك بإسم اللّه الأعظم... وكان سام قد عاش خمسمائة سنة وهو شاب، ثم قال: مُت. فقال: بشرط أن یعیذنی اللّه من سكرات الموت. فدعا اللّه عز وجّل ففعل.

حضرت عیسى علیه السلام به اسم اعظم خدا در مورد سام بن نوح دعا كرد،‌ پس سام از قبرش در حالى كه نصف سرش جوان بود خارج شد. سام بن نوح گفت: قیامت برپا شده؟ عیسى گفت:‌ نه ولى من تو را به اسم اعظم خدا خوانده ام. سام به مدت 500 سال زندگى كرد در حالى كه جوان بود،‌ سپس حضرت به اوگفت:‌ بمیر. او گفت:‌ به شرط این‌كه خداوند مرا از سكرات مردن نگهدارد. پس حضرت عیسى دعا كرد و همان شد كه او خواسته بود. ‌

الثعلبی النیسابوری، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفاى427هـ)، الكشف والبیان، ج3،‌ ص73، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م.

الثعالبی، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفاى875هـ)، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج3، ص73، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت.

البته در سفر پیدایش از تورات سن سام بیشتر ذکر شده است:
 این‌ است‌ پیدایش‌ سام‌. چون‌ سام‌ صد ساله‌ بود، اَرْفَكشاد را دو سال‌ بعد از طوفان‌ آوردو سام‌ بعد از آوردن‌ ارفكشاد، پانصد سال‌ زندگانی‌كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد
پیدایش باب 11 آیه 10 و 11

2. شیث بن آدم 912 سال:

بنا به گزارش منابع اهل سنت، فرزندان حضرت آدم علیه السلام نیز عمر طولانى بالاتر از900 سال داشته اند و از جمله فرزندان آن حضرت،‌ شیث است.

ابو المنذر صحارى كه یك نسب شناس است، در باره شیث پسر حضرت آدم علیه السلام مى‌نویسد:

قال وهب: كان شیث بن آدم أجمل ولد آدم، وأفضلهم وأشبههم به. وأحبهم إلیه، وكان وَصى أبیه، وولیَ عهده، وهو الذی وَلَد البشر كلَّهم، وإلیه انتهت أنساب الناس، وهو الذی بنى الكعبة بالطین والحجارة، وكانت الكعبة خیمة لآدم علیه السلام، وضعها الله له من الجنة. وأنزل الله على شیث بن آدم خمسین صحیفة، وإلیه صارت الریاسة بعد وفاة أبیه آدم.... وعاش شیث تسعمائة سنة واثنى عشر سنة، وولد لشیث أنوش.

وهب گفته است:‌ شیث بن آدم،‌ زیباترین،‌ برترین و شبیه ترین و محبوب ترین فرزندان آدم نسبت به او بود. او جانشین و ولى عهد پدرش بود،‌ او كسى است كه نسل بشر از او است وبه او انساب مردم منتهى مى‌شود. او كسى است كه كعبه را با گل و سگ بنا كرد در حالى‌كه كعبه خیمه آدم علیه السلام بود كه خداوند آن را براى او از بهشت در آنجا قرار داده بود. خداوند بر شیث بن آدم، پنجا صحیفه نازل كرد و ریاست بعد از حضرت آدم علیه السلام براى او شد. او 912 سال زندگى كرد و براى او فرزندى به نام انوش متولد شد.

الصحاری العوتبی، ابوالمنذر سلمة بن مسلم بن إبراهیم (متوفاى: 511هـ)، الأنساب، ج1، ص71، طبق برنامه الجامع الكبیر.

برهان الدین بقاعى نز در «نظم الدرر فى تناسب الآیات والسور» مى‌نویسد:

 وكان جمیع حیاة شیث تسعمائة واثنتی عشرة سنة.

البقاعی، برهان الدین أبی الحسن إبراهیم بن عمر (متوفاى855هـ)، نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور، ج3، ص537، تحقیق: عبد الرزاق غالب المهدی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1415هـ- 1995م.


در تورات داریم:

و جملة‌ ایام‌ شیث‌، نهصد و دوازده‌ سال‌ بود كه‌ مرد

پیدایش باب 5 آیه 8


3. انوش بن شیث 950 سال:

همانگونه كه گفته شد، انوش پسر شیث و نوه حضرت آدم علیه السلام است. او نیز،‌ عمر950 ساله داشته است. نویرى در «نهایة الأرب فى فنون الأدب» او را جانشین پدرش شیث معرفى كرده و مى‌نویسد:

وولد لشیث أنوش على طوله وحسنه؛ فجعله شیث مكانه والخلیفة من بعده،... ومات شیث وله سبعمائة سنة وعشرون سنة.

براى شیث، فرزندى به نام انوش كه همانند او در طول قد و زیبایى بود متولد شد. شیث او را جانشین بعد از خودش قرار داد. در زمان فوت شیث، او720 سال داشت.

النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفاى733هـ)، نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج13، ص37، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.

 ابو المنذر صحارى در«الأنساب» عمر او را 950 سال ذكر كرده است:

وكان جمیع ما عمر أنوش بن شیث تسعمائة سنة وخمسین سنة.

الصحاری العوتبی، ابوالمنذر سلمة بن مسلم بن إبراهیم (متوفاى: 511هـ)، الأنساب، ج1، ص15، طبق برنامه الجامع الكبیر.

بقاعى در «نظم الدرر فى تناسب الآیات والسور» مدت عمر او را 905 سال ذكر كرده است:

وكان جیمع حیاة أنوش تسعمائة وخمس سنة.

البقاعی، برهان الدین أبی الحسن إبراهیم بن عمر (متوفاى855هـ)، نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور، ج3،‌ ص537، تحقیق: عبد الرزاق غالب المهدی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1415هـ- 1995م.

تورات نوشته است:
پس‌ جملة‌ ایام‌ اَنوش‌ نهصد و پنج‌ سال‌ بود كه‌ مرد
پیدایش باب 5 آیه 11

4و 5. مهلائیل 995 سال و یرد بن مهلائیل 962 سال:

براى قینان پسرى به نام مهلائیل یا مهلالیل به دنیا آمد كه عمر او طبق گزاش ابو جعفر بغدادى در كتاب «المحبر» 995 سال بوده است:

و (مهلالیل) ثمانمائة وخمسا وتسعین سنة.

البغدادی، ابوجعفر محمد بن حبیب بن أمیة (متوفاى245هـ)، المحبر، ج1، ص3، طبق برنامه الجامع الكبیر.

اما پسر مهلائیل، به نام یرد (در برخى منابع یارد هم آمده)، 962 سال عمر كرده است. طبرى در تاریخش مى‌نویسد:

فعاش یرد بعد ما ولد له أخنوخ ثمانمائة سنة وولد بنون وبنات فكان كل ما عاش یرد تسعمائة سنة واثنتین وستین سنة ثم مات.

یرد (پسر مهلائیل) بعد از این‌كه براى او فرزندى به نام اخنوخ متولد شد،‌ 800 سال زندگى كرد و براى او فرزندان و دخترانى متولد شد. تمام مدت زندگانى یرد،‌962 سال بود كه پس از آن دنیا رفت.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن كثیر بن غالب (متوفاى310)، تاریخ الطبری، ج1، ص106، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

ابن اثیر جزرى نیز در الكامل فى التاریخ آورده است:

فعاش یرد بعد مولد إدریس ثمانمائة سنة وولد له بنون وبنان فكان عمره تسعمائة سنة واثنتین وستین سنة.

یرد بعد از تولد ادریس (نام دیگرى براى اخنوخ) 800 سال عمر كرد و براى او پسران و دخترانى متولد شد. پس تمام مدت عمر یرد، 962 سال بوده است.

ابن أثیر الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفاى630هـ) الكامل فی التاریخ، ج1، ص50، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ.

نكته پایانى در مورد یارد این است كه در زمان او تراشیدن بت‌ها و بت‌پرستى شروع شده است. ابو المنذر صحارى مى‌نویسد:

وحدثنا هشام بن محمد بن أبی صالح، عن ابن عباس قال: فی زمان یارد عُمِلَت الأصنام وَرَجَعَ من رجع عن الإسلام.

ابن عباس گفته است: در زمان یارد بت ها درست شد وبرگشتند از اسلام كسانى‌كه برگشتند.

الصحاری العوتبی، ابوالمنذر سلمة بن مسلم بن إبراهیم (متوفاى511هـ)، الأنساب، ج1، ص16، طبق برنامه الجامع الكبیر.

در تورات داریم:
 پس‌ همة‌ ایام‌ مَهَلَلْئیل‌، هشتصد و نود و پنج‌ سال‌ بود كه‌ مرد

پیدایش باب 5 آیه 17


 و تمامی‌ ایام‌ یارِد، نهصد و شصت‌ و دو سال‌ بود كه‌ مرد
پیدایش باب 5 آیه 20

6. اخنوخ بن الیارد (ادریس پیامبر) تا هنوز زنده است:

طبق روایات اهل سنت،‌ چهار تا از پیامبران الهى تا هنوز زنده‌اند و حتى در باره برخى از آنان جمهور علماى اهل سنت بر این هستند كه او تا روز قیامت زنده است. یكى از آنان حضرت ادریس پیامبر است كه نامش اخنوخ مى‌باشد. او فرزند یرد (یا یارد) و طبق تصریح منابع اهل سنت او نخستین پیامبرخداوند است كه بعد از حضرت آدم علیه السلام به مقام نبوت رسید. و سه صد سال از بهار عمرش مى‌گذشت كه حضرت آدم علیه السلام تا هنوز زنده بود. ابو المنذر طبرى در كتاب تاریخش مى‌نویسند:

ثم نكح یرد فیما حدثنا ابن حمید قال حدثنا سلمة عن ابن إسحاق وهو ابن مائة سنة واثنتین وستین سنة بركنا ابنة الدرمسیل بن محویل بن خنوخ بن قین بن آدم فولدت له أخنوخ بن یرد وأخنوخ إدریس النبی وكان أول بنی آدم أعطی النبوة فیما زعم ابن إسحاق وخط بالقلم...

وقال غیره من أهل التوراة ولد لیرد أخنوخ وهو إدریس فنبأه الله عز وجل وقد مضى من عمر آدم ستمائة سنة واثنتان وعشرون سنة وأنزل علیه ثلاثون صحیفة وهو أول من خط بعد آدم وجاهد فی سبیل الله وقطع الثیاب وخاطها وأول من سبى من ولد قابیل فاسترق منهم وكان وصی والده یرد فیما كان آباؤه أوصوا به إلیه وفیما أوصى به بعضهم بعضا وذلك كله من فعله فی حیاة آدم.

طبق روایت ابن اسحاق،‌ یرد در 162 سالگى با «ركنا»‌ دختر درمسیل بن محویل بن خنوخ بن قین بن آدم ازدواج كرد و براى او فرزندى به نام اخنوخ متولد شد و اخنوخ همان ادریس پیامبراست. او نخستین فردى از فرزندان آدم است كه مقام نبوت برایش داده شد و با قلم خط نوشت...

غیر ابن اسحاق از اهل تورات گفته اند: براى یرد اخنوخ كه همان ادریس است متولد شد،‌ پس خداوند او را پیامبر قرار داد در حالى‌كه از عمر آدم 622 سال مى‌گذشت و بر او 30 صحیفه نازل كرد و او نخستین كسى است كه بعد از آدم خط نوشت و در راه خدا جهاد كرد و پیراهن را برید و خیاطى كرد (دوخت). و او نخستین كسى است كه از جانب فرزند قابیل دشنام داده شد و از آنان این را شنید. او جانشین پدرش یرد بود بر آنچه كه پدرانش به آن وصیت شده بودند واین تمام كارهاى او در مدت حیات حضرت آدم بود.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن كثیر بن غالب (متوفاى310)، تاریخ الطبری، ج1، ص106، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

این مطالب را صحارى در الانساب و ابن اثیر جزرى در الكامل نیز آورده‌اند:

الصحاری العوتبی، ابوالمنذر سلمة بن مسلم بن إبراهیم (متوفاى: 511هـ)، الأنساب، ج1، ص16،‌ طبق برنامه الجامع الكبیر.

ابن أثیر الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفاى630هـ) الكامل فی التاریخ، ج1،‌ ص50، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ.

طبق اعتقاد اهل سنت، حضرت ادریس علیه السلام از جمله پیامبران الهى است كه خداوند او را در آسمان بالا برده و تا هنوز زنده است. ابن حجر عسقلانى درفتح البارى، سیوطى در الدر المنثور و ابن عادل دمشقى حنبلى آورده اند:

وروى عن مكحول عن كعب الأحبار قال: أربعة من الأنبیاء أحیاء، أمان لأهل الأرض، اثنان فی الأرض الخضر وإلیاس، واثنان فی السماء إدریس وعیسى.

مكحول از كعب الاحبار روایت كرده اند كه چهار تن از پیامبران زنده امان براى اهل زمین هستند، دو تن آنان حضرت خضر و الیاس در زمین و دو تن از آنان حضرت ادریس و عیسى در آسمانند.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج6، ص434، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب فی علوم الكتاب، ج13، ص84، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفاى911هـ)، الدر المنثور، ج4، ص239، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1993.

زمخشرى نیز در كتاب «ربیع الأبرار» اتفاق مسلمین را بر زنده بودن حضرت ادریس گزارش كرده‌است:

إنّ المسلمین متفقون على حیاة أربعة من الأنبیاء، اثنان منهم فی السماء، وهما إدریس، وعیسى، واثنان فی الأرض إلیاس، والخضر، وإنّ ولادة الخضر فی زمن إبراهیم أبی الأنبیاء.

همانا مسلمانان بر زنده بودن چهار تن از پیامبران اتفاق نظر دارند، دو تن از آنان كه حضرت ادریس و عیسى مى‌باشد در آسمان و دوتن از آنان كه الیاس و خضر مى‌باشد در زمین هستند. و به درستى ولادت حضرت خضر در زمان ابرهیم پدر انبیاء بوده است.

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، ربیع الأبرار، ج1، ص397، طبق برنامه الجامع الكبیر.

نكته مهم این است كه حضرت ادریس قبل از رفتن به آسمان نیز هزار سال در میان قومش بوده است. زمخشرى در تفسیر «الكشاف عن حقائق التنزیل» و ابو حیان اندلسى در تفسیر البحر المحیط آورده است:

ولقد عاش إدریس ألف سنة فی قومه إلى أن رفع إلى السماء وآمن به ألف إنسان منهم على عدد سنیه، وأعقابهم على التكذیب.

همانا ادریس قبل از این‌كه به آسمان رود، در میان قومش هزار سال زندگى كرد و هزار انسان از قومش بر تعداد عمر او در میان قوم به او ایمان آوردند؛ ولی ذریه آنها همگی اهل تکذیب پیامبر بودند.

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، الكشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج3، ص451، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.

أبی حیان الأندلسی، محمد بن یوسف (متوفاى745هـ)، تفسیر البحر المحیط، ج7، ص141 تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارك فی التحقیق 1) د.زكریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ناشر: دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ -2001م.


در تورات هم این قضیه آمده است:
و خنوخ‌ با خدا راه‌ می‌رفت‌ و نایاب‌ شد، زیرا خدا او را برگرفت

پیدایش باب 5 آیه 24

در انجیل یوحنا داریم:
و این‌ است‌ شهادت‌ یحیی‌ در وقتی‌ که‌ یهودیان‌ از اورشلیم‌ کاهنان‌ و لاویان‌ را فرستادند تا از او سوال‌ کنند که‌ تو کیستی‌؛ که‌ معترف‌ شد و انکار ننمود، بلکه‌ اقرار کرد که‌ من‌ مسیح‌ نیستم‌.  آنگاه‌ از او سوال‌ کردند: “پس‌ چه‌؟ آیا تو الیاس‌ هستی‌؟” گفت‌: “نیستم‌.” “آیا تو آن‌ نبی‌ هستی‌؟” جواب‌ داد که‌ “نی‌.”

انجیل یوحنا باب 1 آیه 19 تا 21

این آیات از انجیل اثبات میکند که مردم آن زمان هم اعتقاد به زنده بودن حضرت ادریس داشتند همچنین منتظر دو شخصیت دیگر هم بودند: 1- حضرت مسیح (ع) 2- آن نبی که بعد از حضرت مسیح (ع) می آید

هر چند سوال پیش می آید که منظور از آن نبی کیست بحث دیگری را در بر میگیرد که از به موضوع این پست مربوط نمی شود.

7. حضرت عیسی علیه السلام زنده حاضر:

 علماى شیعه و اكثر علماى اهل سنت اعتقاد دارند كه حضرت عیسى علیه السلام هنوز زنده مى‌باشد و به آسمان‌ها عروج كرده است.

روایت مكحول را كه ابن حجر عسقلانى در فتح البارى، سیوطى در الدر المنثور و ابن عادل دمشقى حنبلى نقل كرده‌اند و نیز سخن زمشخشرى را در باره اتفاق علماء بر زنده بودن آن چهار پیامبر الهى ذكر كردیم كه در اینجا از ذكر آن خود دارى مى‌كنیم. در این روایات ثابت شد كه یكى از پیامبرانى كه تا هنوز زنده اند حضرت عیسى علیه السلام مى‌باشد.

 آیات متعددى در قرآن كریم وجود دارد كه به حقیقت فوق اشاره دارد؛ از جمله در آیات ذیل خداوند فرموده است:

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا المَْسِیحَ عِیسىَ ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لهَُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِى شَكٍ‏ّ مِّنْهُ مَا لهَُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنّ‏ِ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینَا بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَكاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَكِیمًا.(نساء/157و 158)

و نیز به سبب دروغى كه گفتند، ما مسیح عیسى پسر مریم را كه رسول خدا بود كشتیم در حالى كه نه او را كشتند و نه به صلیب كشیدند و به اشتباه افتادند و آنهایى كه درباره مسیح اختلاف كردند، خودشان در شك بودند، آگاه به آن نبودند و فقط از گمان خود پیروى مى‏كردند و قطعا او را نكشتند؛ بلكه پروردگار او را به سوى خود بالا برد و خدا مقتدر و حكیم است.

در این آیه خداوند متعال نسبت قتل و كشته شدن را از حضرت عیسى علیه السلام نفى كرده و با جمله «بل رفعه الله الیه» عروج او را در آسمان به صورت زنده ثابت مى‌نماید.

اسماعیل بخارى در صحیحش از ابو هریره آورده‌است:

حدثنا بن بُكَیْرٍ حدثنا اللَّیْثُ عن یُونُسَ عن بن شِهَابٍ عن نَافِعٍ مولى أبی قَتَادَةَ الْأَنْصَارِیِّ أَنَّ أَبَا هُرَیْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم: كَیْفَ أَنْتُمْ إذا نَزَلَ بن مَرْیَمَ فِیكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ. تَابَعَهُ عُقَیْلٌ وَالْأَوْزَاعِیُّ.

ابو هریرة از پیامبر صلى الله علیه وآله نقل كرده: چگونه است حال شما وقتى عیسى بن مریم علیه السلام در بین شما فرود مى‌آید و امام شما از بین خودتان است؟

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج3، ص1272، ح3265، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

همین روایت در صحیح مسلم نیز نقل شده است:

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج1، ص136، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

این روایت در دو كتاب صحیح اهل سنت نقل شده نیاز به بررسى سند نیست و از طرفى علماى دیگر اهل سنت وقتى این روایت را نقل كرده اند بر صحت آن اقرار كرده اند. از جمله حسین بن مسعود بغوى در كتاب «شرح السنة» مى‌گوید:

 هذا حدیث متفق على صحته وأخرجه مسلم عن حرملة بن یحیى.

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفاى516هـ)، شرح السنة، ج15، ص82، تحقیق: شعیب الأرناؤوط - محمد زهیر الشاویش، ناشر: المكتب الإسلامی - دمشق _ بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ - 1983م.

این روایت پیامبر صلى الله علیه وآله علاوه بر این‌كه زنده بودن حضرت عیسى علیه السلام را تا زمان حضرت مهدى علیه السلام ثابت مى‌كند، نشانگر این است كه عمر او چند صد سال بشتر از حضرت مهدى است.

این تعداد برای اهل تحقیق شاید کافی باشد و در نتیجه عمر طولانی امریست که وجود داشته و زیاد هم غیر طبیعی نیست و حداقل اهل سنت به زنده بودن حضرت ادریس و حضرت عیسی مسیح (ع) اعتقاد دارند.

اما در انجیل یوحنا هم بشارتی از زبان حضرت عیسی مسیح می باشد که فاراقلیط دیگری را بشارت داده اند که ما قبلا این را بررسی کرده ایم که می توانید برای خواندن
این مطلب اینجا را کلیک کنید که آن را دوباره ذکر میکنیم.

«و من از پدر خواهم خواست و او تسلی دهنده دیگر (=فارقلیطای دیگر) به شما عطا خواهد داد که همیشه با شما بماند - یعنی‌ روح‌ راستی‌ که‌ جهان‌ نمی‌تواند او را قبول‌ کند زیرا که‌ او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد و اما شما او را می‌شناسید، زیرا که‌ با شما می‌ماند و در شما خواهد بود.»
انجیل یوحنا باب 14 آیات 16 و 17

همانطور که در پست های قبلی گفته شده ( فاراقلیط ) به معنی محمد و احمد می باشد و در اینجا بشارت فاراقلیط دیگر داده شده است و می دانیم که نام حضرت مهدی (عج) هم نام پیامبر (ص) می باشد.

نتیجه اینکه
1- افراد زیادی عمر طولانی داشته اند که ما به اختصار تعدادی را گفتیم که البته از عمر حضرت نوح (ع) حرفی به میان نیاوردیم.
2- پیامبرانی هم آمده اند که عروج کرده اند و از نظر مسلمانان و اهل کتاب هنوز هم زنده و حاضرند.
3- حضرت عیسی (ع) به آمدن حضرت مهدی (ع) بشارت داده اند که انجیل به معنی بشارت می باشد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 23 اسفند 1392 03:04 ب.ظ
سلام علیکم ابواسحاق عزیز.شما هر وقت به وب حقیر بنده تشریف بیارید قدمتون روی چشم حقیر است.اما مطمئن باشید اندازه یک نظر هم که شده به راهنمایی شما نیازمندیم.
راجع داستانی هم که گفتید اول باره شنیدید شرمنده باید منبعشو ذکر میکردم اما متأسفانه یادم رفته توی کدوم کتاب خوندم اما حتما دنبالش میگردم

یا زهرا(س)
ابواسحاقسلام علیکم
اگه نیاز بود حتما!!!
بله این داستان که گفتید منبعش رو هم بدید ممنون میشم تا بیشتر بررسی بشه!!!
موفق باشید
جمعه 23 اسفند 1392 09:42 ق.ظ
سلام برادر ابواسحاق عزیز.چرا کمتر به ما سر میزنی؟یه نظر دادن برای وبلاگ من که وقت زیادی از شما نمیگیره.لازم نیست هربار همه مطالب وبلاگمو بخونی.یکی رو بخون و نظر شریفتو اعلام کن.ایراد بگیر پیشنهاد بده.منتظرم

یا علی(ع)
ابواسحاقسلام علیکم
به روی چشم حتما میام و نظری رو خواهم داد.
با تشکر
جمعه 23 اسفند 1392 09:39 ق.ظ
سلام ابواسحاق عزیز.حواست کجاست برادر؟

یه بار دیگه شماره 6 رو نگاه کن.نوشتی اخنوخ بن الیارد(ادریس پیامبر ع)

حضرت ادریس ع با حضرت الیاس ع فرق داره

چهار نبی زنده : حضرت ادریس ع،حضرت الیاس ع،حضرت خضر ع،حضرت عیسی ع

3 نفر اول بعلاوه ذوالقرنین در جستجوی آب حیات بودند که چون سفرشان به طول انجامید ذوالقرنین از ادامه سفر منصرف شد و آن سه بزرگوار به آب حیات دست یافتند و تا آخر دنیا زنده خواهند بود.البته درجه اعتبار این داستان رو نمیدونم چقدره اما نام حضرت الیاس ع در بینشان هست

ببخشید من حواسم نبود شما الیاس ع رو پایینتر در داخل متن نوشتید.اما اشتباهتون در نظر قبلی رو تصحیح کنید.طبق نوشته خودتون الیاس ع اخنوخ بن الیارد نیست
ابواسحاقسلام علیکم
بله حق با شماست چون عجله ای شد، دیگه وقت نکردم یه بار جواب رو مرور کنم، خلاصه ببخشید، اما همون طور که شما گفتید: در مورد حضرت الیاس (ع) در همون بند مطلبی اومده است.
اگه عهدین رو دانلود کردید میتونید مطلبی رو در انجیل یوحنا باب 1 آیات 19 به بعد رو در مورد حضرت الیاس بخونید.

برادر محترم این داستان که نقل کردید برای بار اول می باشد که می شنوم بنابراین از اظهار نظر در این مورد خودداری میکنم.


موفق باشید
پنجشنبه 22 اسفند 1392 10:28 ق.ظ
سلام علیکم ابو اسحاق عزیز.


شما چند تا مثال دیگه رو فراموش کردید.حضرت الیاس (ع) هنوز در قید حیات هستند و همچنین حضرت خضر خجسته پی(ع)


در کتاب [با باغبان در گلستان دعا] اسامی معمرین تاریخ ذکر شده


یک مادر و پسر در این کتاب جمع سنشان 8000 سال ذکر شده


یک بانو از زمان امام علی (ع) تا زمان امام رضا (ع) حیات داشت و با معجزه امام رضا (ع) جوانیش رو بازیافت و باکره شد


فکر کنم ابوالدنیا مغربی در زمان جنگ صفین با امیرالمؤمنین امام علی (ع) ملاقات کرد و تا بعد از غیبت صغری امام عصر (عج) زنده بود


در قبل از بعثت رسول خدا(ص) نیز مردم عمرهای طولانی داشتند.مثلا حضرت عبدالمطلب (ع) جد رسول خدا(ص) در سن کهولت صاحب فرزندان زیاد شد

یا محمدبن عبدالله (ص)
ابواسحاقسلام علیکم
برادر عزیز
در شماره 6 به این نکته اشاره شده است لطفا دوباره مطالعه کنید حضرت الیاس همان خنوخ بن الیارد می باشد و همچنین در مورد حضرت خضر (ع) کسی شکی ندارد که ایشان زنده می باشند.

در مورد کتابی که معرفی کردید هم متشکرم و همچنین بقیه مطالبی که گفتید.

موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی