تبلیغات
http://chargetel020.1000charge.com/ شیعه حق

امامت در قرآن

آیا قرآن سخنی از اصل امامت به میان آورده است یا این اصل مهم در میان شیعیان منحصرا از طریق روایات ثابت می شود؟

لذا بر آن شدم که این استدلال که پیشتر به مناسبتهای مختلف ارائه شده بود را به صورت منسجم در یک پست ارائه کنیم.


در این مقاله می خواهیم مبتنی بر قرآن این موارد را اثبات کنیم:

  • اصل امامت در ادیان گذشته یعنی سه دین حنیف و یهودیت و مسیحیت وجود داشته است و به روشنی در قرآن آمده است.
  • اگر قبول نکنیم نام ۱۵ امام، حداقل نام سه امام (حضرت ابراهیم، حضرت یعقوب و حضرت اسحاق) در قرآن تصریح شده است.
  • امامت در امت اسلامی همچنان تداوم دارد.

ابتدا باید عرض کنم که در این بحث، منظورم از امام کسی است که خداوند برای هدایت مردم تعین کرده است، نباید امام را با خلیفه یا حاکم و یا والی مسلمانان اشتباه کرد. منظور از امام دقیقا شخصی است که خدا برای هدایت مردم تعیین کرده است و این شخص در بیشتر موقعیتهای تاریخی که می شناسیم والی یا حاکم نبوده است.

ابتدا مبتنی بر قرآن ثابت می کنم که امامت در میان ادیان گذشته بوده است و نام برخی از امامان هم مستقیما در قرآن آمده است.

در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره سجده چنین آمده است:

سوره سجده
وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَا مُوسىَ الْکِتَابَ فَلَا تَکُن فىِ مِرْیَةٍ مِّن لِّقَائهِ وَ جَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنىِ إِسْرَ ءِیلَ(
۳۲:۲۳)
وَ جَعَلْنَا مِنهُمْ أَئمَّةً یهَدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرُواْ وَ کَانُواْ بَایَاتِنَا یُوقِنُونَ(
۲۴)

و به راستى [ما] به موسى کتاب دادیم. پس در لقاى او [با خدا] تردید مکن، و آن [کتاب] را براى فرزندان اسرائیل [مایه] هدایت قرار دادیم. (۲۳)
و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخى از آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت مى کردند. (۲۴)

در این آیات کاملا مشخص است که وقتی بنی اسرائیل شکیبایی پیشه کردند و به آیات خداوند یقین پیدا کردند، خداوند برخی از آنها را به عنوان امام و پیشوای آنان قرار داد و آن امام ها مردم را به فرمان الهی(امر الله) هدایت می کردند.

در مورد آیه فوق، باید توجه کنید که حضرت موسی و عیسی(۳:۴۹ و ۶۱:۶) هر دو مبعوث به بنی اسرائیل بودند، و وقتی در این آیات تصریح می شود که خدا از میان بنی اسرائیل امامانی انتخاب فرموده است، این ائمه باید هم در مسیحیت و هم در یهودیت بوده باشند.

در واقع روشن است که بر اساس قران، اصل امامت در امتهای و ادیان گذشته که شامل یهودیت و مسیحیت می شود، وجود داشته است و وقتی به سطحی از فهم و درک ایمانی می رسیده اند، خداوند برخی از آنها را برای دیگران، امام و پیشوا قرار می داده است و آنها بر اساس فرمان الهی مردم را هدایت می کردند.

همچنین در آیه ۷۲و ۷۳ سوره انبیاء چنین می خوانیم:

سوره انبیاء
وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ نَافِلَةً وَ کلاً جَعَلْنَا صَلِحِینَ(
۲۱:۷۲)
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوةِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَبِدِینَ(
۷۳)
و اسحاق و یعقوب را [به عنوان نعمتى] افزون به او(ابراهیم) بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم. (
۷۲)
و آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند. (
۷۳)

در این آیات به وضوح از دو تن از ائمه یعنی حضرت اسحاق و حضرت یعقوب نام برده می شود و روشن می شود که به ائمه وحی می شده است و نحوه انجام کارهای نیک از قبیل نماز و زکات توسط آنها به مردم آموزش داده می شده است و آنها بندگان نیک خداوند بوده اند که به چنین مقامی رسیده اند.

همچنین در ادامه آیه از ائمه دیگری نام برده می شود چرا که همه با “واو” عطف، به آیه فوق عطف شده اند، “و لوطا”(۲۱:۷۴)، “و نوحا “(۲۱:۷۶)، “و داود و سلیمان”(۲۱:۷۸)، “و ایوب”(۲۱:۸۳)، “و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل”(۲۱:۸۵)، “و ذاالنون”(۲۱:۸۷)، “و زکریا”(۲۱:۸۹)، “و التی احسنت فرجها… وابنها”(۲۱:۹۱)

که همراه حضرت ابراهیم که از ابتدا سه بار در آیه ۵۱ و ۶۲ و ۶۹ نام ایشان برده شده و در آیه ۷۲ هم ضمیر به جناب ایشان اشاره دار، در مجموع ۱۵ امام از بنی اسرائیل و غیر بنی اسرائیل هستند که نام آنها در قرآن و در این سوره آمده است.

و اگر کسی هم به فرض واو عطف ها را قبول نکند، جناب اسحاق و یعقوب را که نمی تواند انکار کند نام ایشان به عنوان ائمه دقیقا در آیات ۷۲ و ۷۳ سوره انبیاء به روشنی آمده است!

ممکن است گفته شود که این سوره انبیاء است و همه اینها انبیاء هستند نه ائمه!

حال آنکه بر اصحاب تحقیق روشن است که نام سوره ها جزء وحی قرآن نیست! بلکه انتخاب مسلمانان بوده است، ثانیا در هیچ کجای این سوره واژه “نبی” یا مشتقات آن اساسا نیامده است! من در عجبم که مسلمانان صدر اسلام چرا نام این سوره را انبیاء گذاشته اند؟!

حال آنکه واژه ائمه در آیه ۷۳، آمده است، و نام و مشخصات، ائمه بسیاری، با واو عطف به آن عطف شده است و جمعا نام ۱۵ امام در این سوره آمده است. و در واقع این سوره بیش از آنکه سوره انبیاء باشد سوره ائمه است!

همچنین در آیه ۱۲۴ سوره بقره چنین آمده است:

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (۲:۱۲۴)
و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» [ابراهیم] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى رسد.» (
۱۲۴)

در این آیات باز روشن می شود که پس از گذراندن آزمایشهای فراوان و پس از اینکه حضرت ابراهیم از خداوند درخواست ماموریتی کرد(در آیه ۲۶:۸۳) خداوند ایشان را به مقام امامت می رساند و او را راهنمای مردم قرار می دهد. و حضرت ابراهیم اولین امام الهی است که در قرآن و تورات مورد شناسایی قرار گرفته اند.

نکته ای که حایز اهمیت است اشاره خداوند به این موضوع است که امامت عهدی الهی است، بعدا اگر فرصت بود به عهد قدیم و عهد جدید و اینکه این عهد، که عهد امامت است چگونه در میان بنی اسرائیل دست به دست می شد و چگونه بنی اسرائیل بر اساس قرآن و کتاب مقدس، هردو، این عهد را شکستند(قرآن ۴:۱۵۵ و ۵:۱۳ ، تورات سفر تثنیه ۱۳: ۱۶ ، ارمیا ۱۱: ۱۰ ، حزقیل ۴۴: ۷ و …) و چگونه این عهد به پیامبر گرامی اسلام و ائمه شیعه رسید، سخن خواهم گفت. اما همین مقدار توجه داشته باشید که عهد خدا با حضرت ابراهیم که در کتاب مقدس به آن اشارات فراوانی شده است، و حتی نام این دو مجموعه عهدین بر اساس آن قرار داده شده است، عهد امامت است!

و البته توجه داشته باشید که هیچ کس اختیار شفاعت ندارد و دارای علم غیب نیست مگر کسانی که با خداوند عهدی دارند(۱۹:۸۷و ۱۹:۷۸)

به طور خلاصه در این پست ثابت کردم که امامت، عهدی الهی و یک اصل در ادیان گذشته، دین حنیف، یهودیت(عهد قدیم) و مسیحیت(عهد جدید) بوده است و در میان بنی اسرائیل، خدا امامانی مشخص می کرده است و از غیر بنی اسرائیل هم خدا، حداقل سه نفر یعنی حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق و حضرت یعقوب را به عنوان امامانی که به فرمان الهی هدایت می کردند، به نام، در قرآن، معرفی و مشخص کرده است.

پس مشخص شد که اولا بر اساس نص قران، خداوند در امتهای گذشته، در میان بنی اسرائیل و پیش از بنی اسرائیل امامانی را برای هدایت مردم به فرمان خویش می فرستاده است.

و ثانیا این یک سنت الهی بوده است که وقتی مردم صبر می کردند و به یقین می رسیدند، از میان آنها شخصی را که آزمایشهای متعددی شده است، به عنوان امام بر می گزیده است.

اما بد نیست که توضیح دهم که چرا این سنت باز هم همچنان در امت اسلامی، ادامه دارد.

اولا خداوند به متقین در میان مسلمانان آموزش می دهد که از خدا درخواست کنند که خداوند آنها را امام متقین قرار دهد:

وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(۲۵:۷۴)
و کسانىاند که مىگویند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را امام پرهیزگاران گردان.» (
۲۵:۷۴)

پس این نشان می دهد که امامت همانطور که در امتهای گذشته وجود داشته و خدا خودش و براساس تلاش و کوشش آنها، از میان آنها یک نفر را به امامت بر می گزید در این امت هم وجود دارد و خدا مومنان را ترقیب می کند که از خداوند بخواهند تا آنها را امام متقین قرار دهد. و این نشان می دهد که باب امامت بسته نشده است و خداوند هر گاه بخواهد از میان مسلمانان هم اشخاصی را به امامت بر می گزیند.

ثانیا همانطور که عرض شد، منصوب کردن امامان که در امتهای پیشین اتفاق افتاده است یک سنت الهی بوده است و سنت الهی هیچگاه عوض نمی شود:

سنّت الهى از پیش همین بوده، و در سنّت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت. (۴۸:۲۳)

ثالثا پیامبر گرامی اسلام مکرر فرموده اند، که هر چه در امتهای گذشته بوده است، در امت من هم خواهد بود. که خوب چون امامت در امتهای گذشته بوده است در میان مسلمانان نیز خواهد بود.

که جمعا سه دلیل، دو دلیل قرانی و یکی روایی شد تا ثابت کنیم که امامت که در امتهای گذشته بوده است، در امت اسلامی هم خواهد بود.

لذا مشخص شد که اصل امامت، به این مفهوم که خداوند شخصی را برای هدایت مردم برگزیند، در امتهای گذشته بوده است و در امت اسلامی هم تداوم دارد.

توجه به این موضوع هم بد نیست که امامت حضرت ابراهیم هم در تورات و هم در قرآن تایید شده است. همچنین نام ۲۴ نفر از ائمه بنی اسرائیل در تورات دقیقا ذکر گردیده است و خدا دو بار و هر بار ۱۲ امام در میان بنی اسرائیل معرفی کرده است.

در مورد امامت در تورات به این مقاله بنده مراجعه کنید:

http://shiahag.mihanblog.com/post/328

غیر از اینکه اصل وصایت نیز، هم توسط موسی، کلیم الله و هم توسط عیسی، مسیح در تورات و اناجیل وجود داشته است که در این مقاله به آن اشاره کرده ام:

http://shiahag.mihanblog.com/post/329

اما سوالاتی هم ممکن است در این زمینه پیش بیاید.

اولین سوال آن است که مگر مقام امامت در شیعه اکتسابی است؟ یعنی آیا بنا بر تلاش افراد است که شخص امام می شود یا بنا بر اراده الهی است؟
آنچه از آیات فوق قابل استنتاج است آن است که هر دو!
یعنی تلاش فرد در انتخاب شخص به عنوان امام تاثیر دارد اما به هر حال منصوب شده به منصب امامت تنها با دستور و فرمان الهی است.

در مورد اکتسابی بودن مقام امامت در قرآن این خیلی روشن است، ابراهیم ابتدا نبی بود(۱۹:۴۱) و بعد رسول(۹:۷۰و ۲۹:۱۶)، وبعد از گذراندن آزمایشاتی، تازه خداوند در این آیات، او را به مقام امامت رسانید.

در مورد ولایت حضرت علی، هم اگر دقت کنید، مفصلا سلسله مراتب وجود دارد.

قرآن اول می گوید، خدا ولی مومنین است و طاغوت ولی کافرین است.(۲:۲۵۷) اللَّهُ وَلىِ‏ُّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ  وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّغُوت‏

بعد می گوید ای مومنین، برای شما جز از طرف خدا، ولی نیست!(۲:۱۰۷) وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِیرٍ(۱۰۷)

بعد می گوید ای مومنین، کافران را ولی نگیرید!(۴:۱۴۴) یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِین‏

بعد می گوید ای مومنین، اهل کتاب را ولی نگیرید!(۵:۵۱) * یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْیهَودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیَاءَ  بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  وَ مَن یَتَوَلهَُّم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنهْمْ

بعد می گوید برخی از مومنین، اولیای برخی دیگر هستند.(۹:۷۱) وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  أُوْلَئکَ سَیرَحَمُهُمُ اللَّهُ  إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(۷۱)

بعد می گوید ای مومنین دعا کنید که خدا شما را امام متقین قرار دهد!(۲۵:۷۴) وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّةَ أَعْینُ‏ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(۷۴)

بعد می گوید، از میان مومنین، آنها که مهاجرت نکرده اند(انصار)، ولایت بر دیگران ندارند.(۸:۷۲) إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَاوَواْ وَّ نَصَرُواْ أُوْلَئکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ لَمْ یهُاجِرُواْ مَا لَکمُ مِّن وَلَیَتهِم مِّن شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ یهُاجِرُوا

بعد می گوبد، سابقون الاولون من المهاجرین و الانصار، خدا از آنها راضی است و آنها از خدا راضی هستند.(۹:۱۰۰) وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنصَارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ وَ أَعَدَّ لهَمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى تحَتَهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا  ذَالِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(۱۰۰)

بعد می گوید ولی شما تنها خدا است، رسول است و از میان مومنین یک شخص خاصی است، که اشاره به آن شخص هم با عمل او می کند، آن شخصی که نماز می خواند و در حال رکوع، زکات می دهد!(۵:۵۵) إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ(۵۵)

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ(۵۶)

اشاره به عمل آن شخص هم، که امام علی(ع) است که در حین رکوع زکات داد، توجه دادن به این امر است که همین اعمال موجب اکتساب مقام امامت توسط ایشان است!

همه اینها یعنی اینکه مقام ولایت و امامت اکتسابی است، هر چند خدا بداند که در انتها حضرت ابراهیم یا امام علی(ع) برنده این عرصه است، اما در این دنیا باید همه چیز در جای خود قرار داشته باشد.

و علم خدا، مانع اختیار انسانها برای کسب مقامات الهی نیست!

مثلا اگر خدا بداند که شما ده سال دیگر عالم جلیل القدری می شوید که، اختیار شما مورد خدشه قرار نمی گیرد!

خدا هم بدون شک می دانسته است که از میان امت رسول الله چه کسانی به مقام امامت می رسند و چه بسا رسولش را از آن با خبر کرده باشد، اما علم خدا که مانع جهد آنها و مانع اختیار آنها برای کسب این مقام نیست!!!

لطفا اگر کوچکترین موضوعی خلاف قران می بینید تذکر بفرمایید و استدعا دارم اندیشه های گذشته خود را در این بحث دخیل نکنید!

تاریخ ارسال : یکشنبه 19 آبان 1392 08:21 ق.ظ | نویسنده : ابواسحاق

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.